در اوج غربت، بر دار عشقم
عبد حسینم، سردار عشقم
شادم اگر عدو به راه تو کند فدایم
***
مهمان کش است این ، کوفی نامرد!
در پیش پایت قربانی ام کرد
پیمان شکسته این همیشه مستِ بی وفایی
بسته کمر به قتل تو ! خداکند نیایی
***
بر پیکر خود، ای جان طاها
از سنگ کوفه دارم نشانها
شد غرق غم دلم در اوج غم، به یاد زینب
دارم به لب دعا: «خدا برس به داد زینب!»