شهادت امام جواد (ع) /  مرثیه / شاعر نا معلوم

میان حجره چنان ناله از جفا می زد

که سوز ناله اش آتش به ما سوی می زد

شرار زهر جفا و سوز غم یکسر

به جان و پیکرش آتش جدا جدا می زد

نداشت شکوه ز بیگانگان خود دم مرگ

و لیک داد ز بیداد آشنا می زد

برون حجره همه پای کوب و دست افشان

درون حجره یکی بود و دست و پا می زد

ستاده بود و جواد الائمه جان می داد

از او بپرس که زخم زبان چرا می زد

---

در میان حجره جان می داد و یک یاور نداشت

غیر درد و غم نهان در سینه آن سرور نداشت

تا کند رفع عطش آن لالۀ باغ رضا «علیه السلام»

غیر سقای دو چشمش هیج آب آور نداشت

او میان حجره جان می داد و قاتل پشت در

پایکوبی می کرد و شرم از روی پیغمبر نداشت

سایت جامع مداحی
Www.Maddahi.Org
      © 1388