فاطمیه/ یازهرا /  غلامرضا سازگار

سرشک سرخم به رخ روانه

غریب و زارم در آشیانه

شرر کشد از دلم زبانه

به سینه دارم غم زمانه

کسی ز آه شراره خیزم

خبر ندارد به جز کنیزم

کجایی ای مهدی عزیزم

عدو مرا کشت در آشیانه

بیا بیا ای فروغ دیده

نظاره کن بر من شهیده

دلم شکسته ، قدم خمیده

که مانده کوه غمم به شانه

تو داغ مادر به سینه داری

مرا بود خون زدیده جاری

تو را بود اشگ سوگواری

مرا ز سیلی به رخ نشانه

مدینه غرق ِ شرار و دود است

بیا بگو جرم من چه بود است

که عضو عضو تنم کبود است

نشانه دارد ز تازیانه

دوای من مرگ ، اجل طبیب است

تمام دردم غم حبیب است

علی غریب است علی غریب است

نشسته تنها کنار خانه

خزان شدم چون گُل بهاری

به خود به پیچم به آه و زاری

که دبده صیاد کشد به زاری

کبوتری را در آشیانه

نوشته بر خاکِ تربت من

فلک خورد خون به غربت من

به یاد اندوه و محنت من

سرشک ((میثم)) بود روانه

 

سایت جامع مداحی
Www.Maddahi.Org
      © 1388