مجموعه اجمالى پيرامون:

آداب اخلاق و علوم مداحى

نوشته قاسم رضايى

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Www.Maddahi.Org

سایت جامع مداحی

 فهرست

 

 1 - حفظ حرمت احترام به مردم و علماء دين

 2 - روحيه انتقاد پذيرى

 3 - خدمتگذارى به مردم

 4 - انصاف در نقل مطالب و توسل

 5 - زمان شناسى و مردم شناسى

 6 - پرهيز از ورود به تحريفات

 7 - خوددارى از افراط

 8 - پرهيز از دروغگويى

 9 - غلو خواست دشمن

 10 - دعا خوانى، جذاب و اثر گذار

 11 - علوم مداحى (مداحى كارى بس دشوار)

 12 - كسب معرفت علمى و اعتقادى

 13 - اخلاص در مداحى

 14 - هماهنگى قول و عمل (دو صد گفته چون نيم كردار نيست)

 15 - موقعيت شناسى رمز تاثير گذارى

 16 - فن روضه خوانى

 17 - روش مطالعه و يادگيرى

 18 -شعر از منظر قرآن و اهلبيت (عليهم السلام) و شعر آئينى

 19 - ويژگى‏هاى شخصيتى و تخصصى مداحان

 


 

 شعر

 مقدمه

 شعر شورانگيز و شكوفايى شيعى، آئين و آئينه زيستن و سلوك عارفانه و عاشقانه شيعه است، شعرى كه بيش از يك هزاره، خوانندگان و خواهندگان را به سرچشمه زلال معرفت و محبت و قله‏هاى شهود و شهادت مى‏رساند.

 شعر شيعى، شعر عاشورائى، ترجمان، مظلوميت، مجاهدت و ايستادن در باران تير و تيغ و تهمت و نشكستن در سهمگين‏ترين و هراس انگيزترين صحنه و لحظه هاست، مطالعه يك هزاره سروده‏هاى شيعى فارسى گواه آن است كه شاعران آئينى از چند عنصر و عامل زير به آفرينش آثار ماندگار و تاثر گذار در زمينه خاندان آل ا... به ويژه عاشورا دست يافته‏اند. پنج دليل ذيل موجب شد تا از شعر آئينى استقبال شود.

 

 1 - واقعيت اندوه‏بار و تراژدى دردناك و مظلوميت مواليان شيعه به ويژه حادثه كربلا.

 2 - شگفتى و شكوه و شوكت حادثه آفرينندگان آن

 3 - دعوت همواره امامان و پيشوايان به سرودن و گفتن و طرح آن

 4 - نمايش و بر پايى حوادث و استعداد شگرف آن براى مطرح شدن در همه زمانها و زمين‏ها

 5 - پذيرفتن با جان و دل عميق شيعه ولائى نسبت به شعر ولائى

 

 اساسى‏ترين دليل دعوت هماره امامان و پيشوايان دين به سرودن و طرح رنج‏ها و مصائب. برانگيزاننده بسيارى از شاعران در سرودن و خلق آثار و اشعار ماندگار و تاثير گذار است كه نمونه بارز آن كميت اسدى، سيد حميرى در عهد امام صادق (عليه السلام) و دعبل خزائى در عهد امام رضا (عليه السلام).

 اين دعوت تنها براى شعله‏ور كردن احساسات و عواطف نيست. بهانه و دستاويز پيوند قلب‏ها با اهل بيت، رسوا كردن ستمكار، ترسيم مظلوميت شيعه و مرور هماره نهضت‏هاى ستم سوز و انسان ساز است. تا اسوه مناسب و خالص براى همه زمان ها باشد. امام سجاد (عليه السلام) كه خود نظاره‏گر و شاهد سوگوار عاشورا است مى‏فرمايد: ايما مومن دمعت عيناه لقتل الحسين بن على (عليه السلام) و معه حتى سئل على خده بواء اله بها فى اجنه غرفا (وسائل الشيعه، جلد 14، ص 508)

 حضرت على بن موسى الرضا (عليه السلام) مى‏فرمايد: فعلى مثل الحسين فليك الباكون فان البكاء عليه محيط الذنوب العظام. با اين مقدمه اجمالى براى شناخت عميق شعر شيعى در خصوص موارد ذيل به بحث مى‏نشينيم.

 

 1) آسيب شناسى شعر

 واژه شعر از ديدگاه ادب تازى به معناى دانش و بينش است، شاعر را از آن جهت شاعر گويند كه به مفاهيمى دست پيدا مى‏كند كه ديگران به آن ره نيابند.

 دستمايه شعر، ادراك، تفقه و تفطن است و دست آورد آن تحريك عواطف و احساسات و ايجاد شعور و آگاهى در فرد و جامعه است و دو واژه شعر و شعر از يك ريشه هستند. شعر به معناى سخن موزون و شعر به معناى موى مى‏باشد.

 اگر در يك سخن موزون به نكاتى باريك‏تر از مو توجه نشود ارباب كمال ان را نظم خوانده و شعر ندانسته. ولى شعر بايد الزاما موزون باشد و از مرزهاى تجبن شده در علم عروض تجاوز نكنند. سخن حكيمانه اگر با اسلوب صنايع ادبى تلفيق شده باشد تاثير شگفتى در مستمع خواهد كرد و سخن اديبانه اگر داراى معناى حكيمانه باشد اثرى جاويد و مانگار خواهد داشت. يكى از آسيبهاى شعر بى توجهى به اين دو هم مى‏باشد.

 پيامبر مى‏فرمايد: ان الشعر الحكمه؛ براستى برخى از اشعار آكنده از حكمت مى‏باشد (البدايه و النهايه، ج 9، ص 45)

 

 2) جايگاه شعر و شاعرى از ديدگاه قرآن كريم

 قرآن كريم براى توجه دادن جامعه بشرى به جايگاه رفيع شعر و شاعرى بيت و ششمين سوره خود را به نام شعرا نامگذارى كرده است و آيات پايانى آن را به شعر و شعرا اختصاص داده است. خداوند منان در اين آيات مباركه شعرا را به دو گروه هدفمند و بى هدف و به تعبيرى متعهد و غير متعهد تقسيم نموده است.

 

  3) نشانه‏هاى شاعران غير متعهد در قرآن (سوره شعرا، 224)

 نشانه اول - والشعراء يتبعهم الغاون؛ و اين گروه از شاعرانند كه گمراهان از آنان پيروى مى‏كنند.

 از احاديث اهل‏البيت عصمت و طهارت (عليه السلام) استفاده مى‏شود كه در اين آيه فقط شاعران مورد توجه نيستند بلكه همه كسانى كه سخن باطل را مى‏آرايند و گروهى را دنبال خود مى‏كشانند مورد نظر هستند.

 الف ( امام باقر (عليه السلام) در تفسير آيه فوق مى‏فرمايد: آنان كسانى هستند كه براى غير دين تفقه كردند. پس گمراه شوند و گمراه كردند. (تفسير برهان، ج 7، ص 251)

 ب: امام صادق (عليه السلام) فرمودند: آنان گروهى هستند كه بدون پشتوانه علم به دانش و فقاهت تظاهر كردند پس گمراه شدند و ديگران را هم گمراه كردند.(مجمع البيان، ج 7، ص 325)

 ج :( امام صادق (عليه السلام) فرمودند: آنان فقهائى هستند كه سخنان باطل را در دل مردم جايگزين كردند. (تاويل الايات، ج 1، ص 399).

 ابن عباس گويند: منظور از آيه فوق شاعران شرك پيشه هستند. از جمله ابن زبعرى، ابوسفيان، ابوغره، اميه، هبيره، نشانه دوم الم ترانهم فى كل واد يهيمون؛ آيا نمى‏بينى كه آنها در هر وادى سرگشته و سرگردانند. ) شعرا 225)

 زيرا بيشتر مقدمات آنها خيالات پوچ و بيشتر سخنان آنها تعرض به انساب، تغزل به حرام، تشبيب ناروا، طعن در نواميس، قدح در نسب، وعده‏هاى دروغين، مباهات باطل، ستايش بيجا و نكوهش نارواست.

 ابن عباس در سفير آيه مى‏گويد: در هر سخن بيهوده خوض كند. مجاهد گويد: در هر فنى دخالت كنند.

 على بن ابراهيم گويند: با سخنان گزاف استدلال كند. با دلايل پوچ و بى اساس مجادله نمايند و از هر مذهب و آئينى پيروى كنند. اين گروه از شعرا چون خشم آورند، فحش دهند، چون به سخن آيند دروغ گويند، چون صله‏اى داده شد دهان به ستايس گشايند و اگر منع شوند هجو مى‏كنند.

 نشانه سوم - آنها كسانى هستند كه ديگران را موظه مى‏كنند و خود پند نمى‏گيرند. ديگران را امر به معروف مى‏كنند و خود عمل نمى‏كنند. ديگران را نهى از منكر مى‏كنند و خود پرهيز نمى‏نمايند، ديگران را ترغيب مى‏كند به امورى كه خود عمل نمى‏كنند. از مى و ميگسارى سخن مى‏گويند در حالى كه خود اهل مى و باده‏نوشى مى‏باشند.

 وعده‏اى دروغين داده، تهديدهايى بيجا مى‏كنند، سوگندهاى دروغ ياد مى‏كند. بانوان پاكدامن را قذف مى‏كنند و به اعمالى كه انجام نداده‏اند مباهات مى‏نمايند.

 

 4) نكوهش شاعران غير متعهد

 شاعرانى كه ويژگى‏هاى فوق را دارا باشند، به شدت مورد نكوهش اسلام مى‏باشند و اشعار آنها مورد مذمت اسلامى و قرآن مى‏باشد. پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) در مورد اين گونه اشعار مى‏فرمايند: اگر درون يكى از شما آكنده از چرك و خونابه باشد بهتر است از اين كه پر از شعر گردد.

 پيامبر (صلى الله عليه و آله) اين جمله را در مورد شاعرى فرمود كه شعر و چكامه سرائى را شغل خود قرار داده بود هر كس به او صله مى‏داد، او را به دروغ مى‏ستود و هركس به او صله نمى‏داد او را به نابجا هجو مى‏كرد. به نواميس مردم متعرض مى‏شد و همگان را با سخنان بيجاى خود مى‏آزرد. )جامع الحكام، ج 3، ص 150)

 پيامبر فرمود: به شاعرانى كه زنان پاك دامن را قذف مى‏كنند سلام نكنند. در حديث ديگرى فرمودند: هر كس در اسلام هجوى بنياد نهد زبانش را ببريد.

 ابن عباس گويد: پس از فتح مكه شيطان همه ذريه‏اش را گرد آورد و به آنها گفت از اين كه امت پيامبر (صلى الله عليه و آله) به شرك و بت پرستى برگردند ديگر نااميد شويد. ولى در ميان آنها شعر و هذل رواج دهيد.

 اگر محتوا باطل و ناروا باشد به نظم آوردن آن بر قدرت تخريبى‏اش مى‏افزايد و بايد به شدت از آن پرهيز شود.

 

 5) سيماى شاعران متعهد در قرآن

 الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و ذكر و ا... كثيرا و النتصر من بعد ماظلموا؛ به جز كسانى كه ايمان آورده، عمل شايسته انجام داده خدا را فراوان ياد كنيد و هنگامى كه مورد ستم قرار گرفتند به دفاع از خويشتن برخاسته از شعر، يارى جويند.

 قرآن پس از نكوهش شاعران غير متعهد، شاعران متعهد را با چهار نشانه از آنها جدا كرده است.

 1 ) ايمان، 2) عمل صالح، 3) ذكر فراوان و 4) دفاع از حقوق مظلومان.

 اين آيه شعرائى را استثنا مى‏كند كه مومن، نيكوكار به ياد پروردگار و مدافع حقوق مظلومان باشند و بيشتر اشعار آنها بر محور توحيد، ستايش خدا، تشويق به اطاعت خالق دور مى‏زند و اگر در مورد هجو بگويند به منظور دفاع از مظلوم و مقابله با دشمنان هجو سراى آنان را هجو كنند. )فيض كاشانى، تفسير صافى، ج 5، ص 35)

 مشركان پيامبر اكرم را هجو كردند. شاعرانى مثل حسان، كعب بن مالك و كعب بن زبير بيشتر آنها را هجو مى‏كردند.

 پس از نزول آيات ياد شده حسان بن ثابت، عبد اله بن رواحه و كعب بن مالك به محضر پيامبر خدا شتافتند و عرضه داشتند يا رسول الله خداوند اين آيه را نازل كرده و ما شاعر هستيم چه كنيم. فرمودند: دنباله آيه را بخوانيد. الذين آمنوا )الكشف و البيان، ج 7، ص 186)

 با قيد ايمان و عمل صالح مادحان شيعه و شاعران شيفته اهل البيت از شاعران نكوهيده است استثنا شدند. اما در مورد ذكر كثير تفاسيرى بيان شده است.

 1) در گفته‏ها و سروده‏هاى خود فراوان به ياد خداباشند.

 2) براى جبران بذله گويى و مطايبه‏هاى خود، فراوان از خدا ياد كنند.

 3) چكامه سرايى آنان را از ياد خدا غافل نسازد.

 4) چون با حلال و حرام مواجه شدند به ياد خدا باشند.

 5) در خلوت و در جلوت به ياد خدا باشند.

 6) به تسبيح حضرت فاطمه (س) مداومت كنند.

 7) به هنگام مواجه با گناه ياد خدا بوده و از گناه پرهيز كنند.

  6) نظر رسول خدا (صلى‏الله عليه‏وآله) درباره شاعر متعهد

 كعب بن مالك، نظر رسول خدا (صلى‏الله عليه‏وآله) را در مورد شعر متعهد جويا مى‏شود و پاسخ مى‏شنود. حضرت فرمودند: « مؤمن با شمشير زبانش هر دو جهاد مى‏كند، و سوگند بخدايى كه جانم در دست اوست، شعر آنان (شاعران) به مثابه شمشيرى است كه به طرف دشمن نشانه رفته است ».(مجمع البيان، ج 7، ص 208)

 وچه منزلتى بالاتر از اين براى يك شاعر متعهد دينى كه سرودن شعرش شركت در جهاد تلقى شده است آن است كه توسط كسى كه سخنش به منزله وحى منزل و شعر توفنده و حماسى او به تيرى تشبيه شود كه سينه دشمن را نشانه رفته است. آن هم توسط پيامبرى كه آيه والشعراء يتبعهم الغاون را از امين وحى گرفته وبه مسلمانان ابلاغ فرموده است. تا حسب شعر ارزشمند دينى را از حساب شعر ضد ارزش عصر جاهلى جدا سازد.

 

 7) رسول خدا، شعرا را به سرودن شعر انتقادى تشويق مى‏كنند

 پيامبر گرامى اسلام بارها شعراى زمان را به سرودن اشعار انتقادى كه ابهت دشمن را بشكند، تشويق مى‏كردند:

 1 - با شعر خود دشمن را در معرض هجو قرار دهيد. براسى كه مؤمن با جان و مال خود جهادمى كند. سوگند به آن خدائى كه جان محمد در دست اوست. شاعر مسلمان و مدافع حق شعرش بسان تيرى است كه به سوى دشمن رها مى‏گردد. (الغدير، ج 2، ص 7)

 2 - سوگند به آن خدائى كه جانم در دست اوست شما (شاعران) با اشعارى كه مى‏سرائيد، گوئى به طرف دشمن نشانه مى‏رويد. (همان منبع)

 3 - مشركان را هجو كن وتا زمانى كه سرگرم هجو آنان هستى، روح القدوس با تو است. (مستدرك، ج 3، ص 480)

 چنانچه در سه فراز روائى مى‏بينيد سرودن شعر هدفمند دينى از نظر رسول خدا به منزله جهاد با جان در راه خداست و همانند تيرى است كه عليه دشمن به كار گرفته مى‏شود و اين اختصاص به زمان خاص ندارد و شاعر متعهد دينى در هر زمانى كه زندگى مى‏كند بايد شعر يا شعرهاى او امان دشمن را بگيرد و با سلاح شعر كه موثرترين سلاح هاست بر پويندگان طريق كفر و تباهى بتازد.

 

 8) ويژگيهاى شعر آئينى كه آن را از ساير اشعار متمايز مى‏كند

 

 اول - آسمانى‏ترين است.

 معشوق‏ها، محبوب‏ها، مطلوب‏ها، ستوده‏ها، ايده‏آل‏ها و آرمان‏ها در عمرم سبك‏هاى ادبى جهان يا كاملا زمينى اند يا حداكثر تركيبى اندازه زمين و آسمان، ماديت و معنويت، جسم و روح طبيعت و ماوراء طبيعت، از آثار اشيل و سوفكل در ادبيات باستانى يونان گرفته تا هومر، شكسپير و گوته تا آثار بر جسته ادب ايرانى مثل و يس و رامين، وامق و عذراء، شيرين و فرهاد و ليلى و جنون.

 هيچ حاكميتى غير از حكومت حق را نمى‏پذيرفتند و جان و سر به سلطه جابر نمى‏سپردند. كدام آئينى را در عالم مى‏توان سراغ داشت كه شاعرش، تنها به دليل شعرش عمرى دار خود را بردوش بكشد و خائفانه از شهرى به شهرى بگريزد و همچنان دست از سرودن شعر و ستايش معشوق و مراد خويش برندارد.

 شعر شيعى را فقط در مقطع كنونى و عصر حاضر نبايد ديد و سنجيد كه شاعرش محبوب همگان مى‏شد و شعرش مورد اقبال تشويق ملت و حاكميت (كه هر دو از يك سنخ‏اند) قرار مى‏گيرد. دوره‏اى بر شعر شيعى گذشته كه خواندن يك بيت آن جرم نابخشودنى محسوب مى‏شده، چه رس به سردون و در دسترس قرار دادن آن، شاعرى مثل سيد اسماعيل حميرى، نه فقط از جانب حاكميت كه حتى از سوى پدر و مادر ناصبى خويش نيز مورد تهديد قرار مى‏گيرد آن چنان كه به دليل عقايد و ترسيم آن در شعرش، ناگزير خانه و كاشانه خويش را ترك مى‏گويد و تا هنگام مرگ پدر و مادر خود در اختفاء و تبعيد به سر مى‏برد يا فرزدق فقط به دليل حقيقت گويى در قصيده مدافعانه و شجاعانه‏اش در مدح و منقبت امام سجاد (عليه السلام) توسط عوامل هشام بن عبد الملك به زندان مى‏افتد و تاوان شعرش را با حبس وايذاء و شكنجه پس مى‏دهد كه بخشى از آن قصيده عبارت است از:

خذا اندى تعرف ابطحاء و طاته                و البيت يعرفه والحل و الحرم

هذا بن خير عباداله كلهم                   هذا التقى النفى الطاهر العلم

ما قال لا قط الفى تشهده                         لولا الشهد كانت لا و نعم

 با اشعار كميت و سيد حميرى و دعبل و... نمونه‏هاى شاخصى از اين نوع ادبيات شيعى، آئينى و شجاعانه است.

 

 دوم - شجاعانه‏ترين است

 سخن گفتن درباره امامان شيعه و بردن نام آنان جرات مى خواسته است جه رسد به مدح و تمجيد و ستايش آنان در دوران حاكميت ائمه كفر به استثناى مقطعى خاص، عرض ادب به آن بزرگواران جرم محسوب مى‏شده است و شاعر و نويسنده كه مى‏خواسته از فضائل و مناقب و برترى‏هاى اين خاندان بگويد. پيشاپيش مى‏بايست جان خود را بر سر دست بگيرد و با همه تعالقات و دلبستگى‏هاى زمينى خود وداع كند. عمده‏ترين دليلش هم اين بوده كه امامان، رقباى نابرابر حكام وقت محسوب مى‏شدند و اگر مردم به برترى‏هاى الهى و ذاتى آنان پى مى‏بردند، هر گزداند واين درك و ديانت را با شعرش منتقل مى‏كند كه اگر آن معناى عظمت ورافت امام حسين (عليه السلام) در كربلا از دشمن آب مى‏خواهد. منظورش به واقع آب نيست، او كه قباى شهادت پوشيده است در حاليكه همه عناصر گوش به فرمان اويند. محال است كه لب به خواهش آب وا كند، بلكه او تا آخرين لحظه حيات به دنبال پيدا كردن حس آزادگى و غيرت است. آب براى حسين (عليه السلام)، بهانه است تا اگر شد حتى يك نفر ديگر را هم بركشتى نجات خود سوار كند. او كه مظهر بزرگوارى و عطوفت است ابراز تشنگى مى‏كند تا به اين وسيله گم كرده راهى را به چشمه هدايت رسانده و از آب بقا سيراب سازد. بهر ما آب روان نايب نيست قحط احباب است قحط آب نيست.

 اين تركيب حماسه و عاطفه و اين پيوند شكوه و مهربانى، گوهرى است كه ناب‏ترين و درخشان‏ترين آنان در فرهنگ تشيع يافت مى‏شود و اين گوهر ناب و ناياب به بهترين نحو در ادبيات شيعى معنى كرده است. پس مى‏توان گفت كه ادبيات شيعى يعنى ادبيات حماسه و عاطفه، ادبيات شكوه و مهربانى، ادبيات عزت و خشوع و ادبيات عظمت و كرامت است.

 

سوم - عاطفى‏ترين و صميمى‏ترين است

 مگر نه اصلى‏ترين وظيفه شعر، عاطفه برانگيزى و محبت‏پردازى است تار و پود شعر شيعى با عاطفه و محبت بافته و تنيده شده است. اين جنس از عاطفه و صميمت از جنس همان رابطه‏ى است كه انسان با خداى خويش برقرار مى‏كنند. رابطه با خدا در همه فرهنگ‏ها تنها رابطه‏اى است كه ميان عظمت و محبت پيوند برقرار مى‏كند. همه انسانها در همه فرهنگ‏ها خداوند را متناسب با ظرفيت خود، عظيم‏ترين، برترين و متعالى‏ترين وجود مى‏دانند. و در همين حال همه او را با لفظ و ضمير تو خطاب مى‏كنند و هيچكس او را شما نمى‏خواند. اين صميمت گذشته از بحث وحدانيت، نشانگر رابطه فطرى عميق ميان انسان و خداست.

 و محبوب‏ها و مزادهاى شيعه از آنجا كه بيشترين و نزديك‏ترين نمونه را با خداوند با صميمانه‏ترين و عاطفى‏ترين شكل مورد خطاب و مدح و ستايش قرار مى‏گيرند.

 

 چهارم - خالصانه‏ترين است

 شاعران غالب در زمان گذشته سرسپرده‏هاى زور و زر و سخن در دربار سلاطين در مدح شاهان جنايتكار و وزراى خيانت پيشه شعر مى‏سرودند، و بيشتر انگيزه صله، جاه، و منصب حقوق مستمرى و عنوان فلان الشعرانى و... داشت و كمتر از اعتقاد و اخلاص به گفته‏هاى خود سرچشمه مى‏گرفت، اما شاعر شيعى با خلوص محض و ارادت عميق و باورهاى خود در وصف ذوات مقدسه معصومين (عليهم السلام)، ستايشگرى مى‏كند. جابر بن يزيد جعفى نقل مى‏كند كميت در محضر امام باقر (عليه السلام) شرفياب شد و با اجازه قصيده‏اى در مدح آن بزرگوار قرائت كرد. حضرت دستور داد كيسه‏اى پر از اشرفى در مقابل به او صله دهند، پس كميت دومين قصيده خود را خواند وامم مجدد بدره بى از زر به او بخشيد. كميت به ذوق حضور اما قصايد پى در پى در مدح خاندان حق خواند و هر بار بدره يى زر برابر او گذاشتند و حتى خداحافظى بى اعتنا به بدره‏هاى زر بودند، امام فرمودند كيسه‏اى زر را با خود ببر. كميت عرضه داشت كه جعلت فداك و الله ما احبكم لغرض الدنيا ما اردت بذالك الاصله رسول الله و اما اوجب اله على من الحق؛ فداى شما به خدا سوگند دوستى من به شما خاندان به خاطر اغراض دنيايى نيست و هدف از سرودن اين قصايد جز نزديكى وبا ارتباط با پيامبر و اداى وظيفه و حقى كه خداوند بر ما نسبت به شما واجب كرده نمى‏باشد. « و حضرت او را دعا كردند.»

 

 پنجم - حماسى‏ترين است

 اوج ادبيات شيعى و ائينى ادبيات عاشورايى و كربلايى است و اساس فلسفه‏ى كلام قيام كربلا، حفظ عزت و آزادگى انسان و نرفتن زير بار خفت و ذلت و خوارى است و اگر حقيقت جوئى و عزت طلبى در ادبيات جهات همچون رگه‏هاى طلا در ميان ذغال سنگ است.

 ادبيات شيعى، اس و اساس ادبيات شيعى بر اين معنا و مبناست. آنچنان كه لقب يكى از برجسته‏ترين معيارها و ملاك‏هاى تشخيص در وادى ادبيات شيعه عزتمند بودن است، هر شعر و نثر و هنرى كه رگه از ذلت و خوارى در آن باشد بى ترديد از دايره ابديات شيعى بيرون است. ادبياتى كه زينب (س) شكوهمندترين بانوى تاريخ را خوارو خفيف و ستمكش ترسيم كند و دست امام حسين (عليه السلام) اسطوره حقيقى عزت و مناعت و آزادگى را براى جرعه آب به سوى دشمنش دراز كند، قطعاً فاقد جوهره ادبيات تشيع است. شاعر شيعى به درستى مى‏عموم اين ستوده‏ها يا كاملا ابعاد مادى و خاكى دارند و يا به زيبائى‏هاى زمينى ستايش مى‏شوند يا به نوعى در مناسبت زمينى و اين جهانى، تعاريف خود را پيدا مى‏كنند.

 اما در اين گونه ادبى محبوب‏ها به دليل آسمانى بودن، تحسين مى‏گردند و تقديس مى‏شوند وهز اندازه كه جايگاه و منزلت و قرب بيشترى به آستان ربويى داشته باشند بيشتر مورد ستايش قرار مى‏گيرند.

 در پايان ياد آور مى‏شود. اشعار مذهبى، بايد همين برخوردارى از انيگزه عميق و غنى اعتقادى بايد از جوهره شعرى و صور خيال و ابعاد هنرى هم بى بهره نباشد. و در هر فرم گاهى محتوا دچار مشكل نشود كه اين دو همسنگ و همسوى باشند.

 شاعر شيعى نبايد از حيطه تحقيق و استناد پاى بيرون نهد و شعر خود را سرشار از بداعت و نوآورى ساخته آنچنانكه گويى هر حادثه‏اى كه بر زبان جارى شده پيش از آن در عرصه ادب سابقه نداشته. به زبان ديگرى، نو آورى، مضمون‏پردازى و ابداع در بحر شعر موج بزند. عنايت پيامبر و بانوى دو عالم و ائمه هدى (عليهم السلام) بر شاعران و مديحه سرايان و مرثيه سرايان شيعى.

 قاسم رضايى

 


 اخلاق مداحى (1): حفظ حرمت

 تشيع آيين محبت است و مداحان كه پيوسته مناقب اهل بيت (عليهم السلام) را متذكر مى‏شوند، نقش بسزايى در ايجاد محبت دارند. بايد توجه دشات كه محبت بايد تناسبى با محبوب به وجود آورد و هر چه اين تناسب بيشتر باشد قرب و نزديكى به ايشاننيز فزونى مى‏باشد. من احب شيئاً فاكثر ذكره. از اين رو مداحان وظيفه دارند چنان رفتارى داشته باشند تا شايستگى انتساب به خاندان عصمت و طهارت را كسب كنند. كونوالنازينا و لاتكونوا علينا شينا شما شيعيان موجب زينت و افتخار باشيد و موجب ننگ و عار نباشيد.

 مرحوم محدث نورى (ره)، پيرامون اخلاق مداحى پنج مورد را ذكر مى‏كنند؛

 1) در تقوا و طهارت به مرتبه‏اى برسد كه از ارواح معصومين شرمنده نباشد.

 2) طريق عبادت و طاعت به قانون اهل بيت را مراعت كند.

 3) مدح را به خاطر غرض و جزاى دنيوى نخواند بلكه به جهت كسب رضاى خدا و طلب ثواب آخرت مداحى كند.

 4) دين خود را به دنيا نفروشد و دنيار اهم بر حسنات و نعمات آن سراى ترجيح ندهد.

 5) در مدح به گونه‏اى غلو نكند كه به كفر انجامد تا از آن جماعت نباشد كه حضرت امير (عليه السلام) در حق ايشان فرمودند: هلك فى اثنان محب قال و مبغض غال؛ دو گروه درباره من هلاك شدند دوستدار زبانى و غلو كنندگان مبغوض.

 باتوجه به توصيه‏هاى بزرگان دينى در خصوص اخلاق و رفتار مداحان، در اين نوشتار چند نكته از باب فذكران الذكرى تنفع المؤمنين بيان مى شود.

 

 1 - احترام به مردم و مستمعين

 يكى از راه‏هاى تاليف قلوب مومنين و سوق دادن آن‏ها به سوى معارف مكتب اهل بيت (عليهم السلام) احترام به همه مردم است زيرا بسيار ديده شده با يك بى حرمتى به مستمع، نابه هنجارى‏هاى فراوانى را موجب شده است. متأسفانه برخى از مداحان در اين مورد دقت كافى ندارند و با گفتن برخى از عبارات مانند هر كس اشك نمى‏ريزد، چشم او چشم منافق است، اگر نمى‏توانى سينه بزنى توى مجلس نيا و يا اگر كسى اشك نريزد بايد در نطفه او شك كرد! نه تنها باعث جذب نمى‏شوند بلكه موجب دفع مردم مى‏شوند در حالى كه در روايات ما آمده حرمت مومنين از حرمت كعبه بيشتر است.

 

 2 - انصاف در نقل مطالب در توسل و روضه

 منظور از انصاف در نقل روضه نقل مطالب و مصائب و مناقب اهل بيت (عليهم السلام) خوددارى از افراط و تفريط مى‏باشد يعنى عدم ورود به غلو كه شديدا مورد نكوهش حضرات معصومين (عليهم السلام) است و تفريط همان گفتارهاى دون شان محمد و آل محمد (عليهم السلام) است. به عبارت ديگر نه آنان را در حد الوهيت كه خاص پروردگار است بالا برده ونه آن قدر تنزل داده شوند كه با موجودات ديگر تشبيه و تمثيل شوند. بايد دقت كرد كه اعتقادات مومنين راجع به اهل بيت (عليهم السلام) به شك و شبهه دچار نشود. امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا در آخرين وداع فرموده‏اند: اى اهل بيت من! پس شكوه مكنيد و چيزى بر زبان جارى نكنيد كه ارزش شما را بكاهد و در شان شما نباشد. انصاف در نقل مطالب را مى‏توان در عناوين ذيل نيز بررسى كرد:

 1 - پرهيز از ورود به جريان‏هاى سياسى و پرهيز از رد و يا تاييد حزب يا گروه سياسى. زيرا در جلسات امام حسين (عليه السلام) از تمامى سلايق سياسى حضور دارند واين كار باعث رنجش طرفداران يك طيف سياسى ديگر مى‏شود. مداحان مى‏توانند با شعرهاى پند اموز، اخلاقيت و مناقب، مردم را به اهل بيت (عليهم السلام) نزديك كنند تا خودشان راه را تشخيص بدهند و به مصداق آيه شريفه انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا باشند. توجه به اين نكته لازم است؛ جايگاهى كه مداح در آن قرار گرفته است، آنچنان مقدس و عزيز است كه مافوق جرايانات و حروف و حديث‏هاى سياسى روز و خدايى نكرده سياسى بازى باشد و وظيفه اصلى معرفى تمام و كمال زواياى زندگى نورانى اهل بيت (عليهم السلام) مى‏باشد بطورى كه معيار و ميزان را به مستمع بدهد كه اگر اين اصل محقق گردد، سطح فكرى مردم بالا رفته و نتيجه مطلوب حاصل مى‏گردد و خود مصداق اصيل را مى‏يابند چرا كه اهل بيت (عليهم السلام) ساسه العباد بوده و حقيقت ديانت و سياست متبلور از وجود نورانى ايشان مى‏باشد.

 2 - پرهيز از تحليل‏هاى غلط و توهين‏آميز

 3 - رعايت ادب در گفتار

 4 - پرهيز از مواضع تهمت

 5 - بايد در نظر داشت جايگاهى كه در اختيار مادحين قرار دارد، بسيار مقدس است از اين رو مجاز نيستند كه هر چه اراده مى‏كنند به زبان آوند. اگر چنين باشد جبران آن بسيار سخت و دشوار و بعضا غير ممكن است بلكه مى‏بايست با كلان نگرى و جامع بينى و در نظر گرفتن مصالح مستمع و جامعه به ذكر و مداحى پرداخت.

 

 3 - احترام و روابط نزديك با مراجع دينى و علماى ربانى

 

داروى تربيت از پير طريقت بستان          كادمى را بتر از علت نادانى نيست

عابد و زاهد و صوفى همه طفلان رهند           مرد اگر هست به جز عالم ربانى نيست

 

 الف) افضل و اشرف از تمام طاعات و عبادات سه عمل است:

 اول طلب علم و موفق است؛ زيرا كه قوام و صحت هر عبادت منوط بر علم است. بلكه هر عملى كه انسان مى‏خواهد به جا بياورد اگر از راه علم وارد نشود آن عمل باطل و ضايع و خراب مى‏شود به خصوص مسائلى كه مربوط به اهل بيت (عليهم السلام) است. حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) مى‏فرمايند: كسى كه بى علم عمل كند مثل كسى است كه راه كجى را بگيرد و برود. پس هر چه بيشتر قدم بر مى‏دارد از حاجت و مقصودش دور مى‏شود.

 

ترسم نرسى به كعبه‏اى اعرابى            اين ره كه تو مى‏روى به تركستان است

طى اين مرحله بى همرهى خضر مكن         ظلمات است بترس از خطر گمراهى

 

 هر كسى بدون كسب علم در مسئله‏اى ورود پيدا كند طبق فرمايش امير المؤمنين (عليه السلام) به بيراهه خواهد رفت. سخنورى و خطابه، بيان احكام شرعى، ورود به شبهات دينى و مذهبى همه و همه نياز به كسب علم دارد. توجه شود كه اين مسئله چنان مهم است كه حتى برخى روحانيون عالم و باسواد به سختى وارد اين عرصه مى‏شوند. از اين رو اخير حضرت آيت الله مكارم شيرازى دار المبلغين را تاسيس كرده‏اند تا طلبه‏ها پس از تحصيل در سطح و يا بالاتر به اين مدرسه بروند و درس تبليغ را بياموزند.

 شايسته است مداحان عزيز در مقوله نصايح به صورت كلامى و سخنرانى وارد نشوند، بلكه در قالب اشعار پرمحتوا با مضامين اخلاقى مثل: عنان نفس كشيدن جهاد مردان است، نفس شمرده زدن ذكر اهل عرفان است، به پند نصايح و ساير امور به اداره مجلس بپردازند و در اين مورد حتما با يكى از مراجع تقليد يا حتى المقدور يكى از روحانيون برجسته استان يا شهر يا محله كه الحمد الله فراوان داريم، مشورت كرده و نظر خواهى نمايند.

 ب) در كتاب خاطرات مستر همفر جاسوس انگليسى در ممالك اسلامى آورده شده است يكى از برنامه‏هاى استعمار براى از بين بردن اسلام، برهم زدن رابطه دوستى مردم با علما و مراجع دينى است و در بخش ديگر يكى از مشكلات استعمار را دل بستگى و علاقه شديد مردم به عالمان دين بربنيان عقيده وايمان مى‏داند و مى‏گويد بايد تلاش كنيم اساس هر گونه رابطه مردم با علماى دين و اساس هر گونه جماعتى را با زدن اتهاماتى به علما و مراجع و ائمه جمعه و جماعات خدشه دار كنيم و از استقبال و احترام مردم به اين جامعه بكاهيم. مخصوصاً لازم است افرادى را اجير كنيم تا با اشاعه اتهامات سبب سوءظن و دشمنى مردم با آن‏ها و شكسته شدن آن‏ها شود. آنچه باعث رونق مداحى و مرثيه سرايى اهل بيت شده تجه ويژه امام (ره) و مقام معظم رهبرى است و مراجع تقليد در زمان ما هم اين ارزش را چند برابر كرده است.

 توجه حكومت به نقش مداحان در كشور و احترام و تكريم آن‏ها در محافل عمومى همه و همه بيانگر اوج عظمت مداحان در پرتو سايه مراجع دينى و علما و مردم علاقمند به ساحت مقدس اهل بيت (عليهم السلام) مى‏باشد. پس به عنوان يك مداح مى‏بايست ضمن رعايت احترام به مراجع و مردم را تقويت كنيم. نه اينكه به عنوان آتش بيار معركه، آب در آسيب دشمن بريزيم واين عملى نخواهد شد مگر اينكه خودمان را بشكنيم و تواضع كنيم. در اين باره رعايت موارد ذيل مناسب به نظر مى‏رسد:

 الف: ديدار مستمر و كسب فيض به صورت ماهانه، فصلى و يا حتى المقدور سالى يكبار از مراجع تقليد.

 ب: حضور در پاى مجالس خطبا و وعاظ همان طورى كه آقايان در پاى منبر مداح مى‏نشينند.

 ج: خراب نكردن زمينه روضه واعظ با مقدمه چينى‏هاى بى جا.

 د: تعارف هنگام ختم جلسه براى دعا كردن به روحانى حاضر در مجلس

 5) ارتباط صميمانه با روحانى مسجد محل، هيات و...

 6) اذن گرفتن براى جلوس بر روى منبر هنگامى كه روحانى برجسته در محفل حضور دارد.


 اخلاق مداحى (2): انتقاد پذيرى

 

 1 - روحيه خدمتگزارى به مردم: ما خود را منتسب به اهل بيت (عليهم السلام) مى‏دانيم و همه اين شعر را با اشتياق مى‏خوانيم.

شدم از خردسالى بى اراده                                  ارادتمند بر اين خانواده

در اين جا انتسابم با حسين است                 به فردا هم حسابم با حسين است

 

 اگر زندگى اهل بيت (عليهم السلام) را مطالعه نماييم، با يك نگاه كلى در مى‏يابيم كه سراسر زندگى آنها در طاعت خالق خدمت به خلق بود. چه زيبا سرود شاعر خراسانى مرحوم ثابت:

 

اين شنيدستم كه آن گلدسته باغ عفاف                        جامه نو را به سائل مى‏دهد شام زفاف

اين عمل ثانى ندارد در جهان بى اختلاف            جز على كه داد شمشيرش به دشمن در مصاف

 

 بزرگان دين ما هم همين طور بودند. پيش كسوتان جامعه مداحى در قديم الايام ميان دار خدمت رسانى به مردم بوده‏اند. هنرمندان، ورزشكاران و ساير اصناف در هر حادثه‏اى گردهم مى‏آيند وآستين خدمت به مردم را بالا مى‏زنند، اما اثرى از جامعه مداحان يا نيست يا كم رنگ است. در صورتى كه مادحين عزيز در اين مسير با بهره‏گيرى از هنر مقدس مداحى و كلامى مى‏توانند بهترين يار مردم در مشكلات باشند.

 مرحوم كافى (ره) چندين مهديه ساخت، چند باب منزل براى افراد بى بضاعت احداث كردو صدها جهيزيه براى نوعروسان تهيه كرد. اگر مداحان مشهور اهل بيت (عليهم السلام) درصدى از در آمد خود را جمع كنند و يك كانون داشته باشند مى‏توان صدهايى بضاعت را سامان داد. ما مى‏گوييم امام حسن (عليه السلام) چندين بار زندگى خود را خرج فقرا كرد.

 

 2 - روحيه انتقاد پذيرى: عدم پذيرش انتقاد در جامعه مداحان يك معضل است. حتى برخى از مداحان جوان از جواب دادن به برخى علماى دلسوز هم خوددارى مى‏كنند. يكى از علماى بنام كه علاقه زيادى به مداحان دارد و اگر متوجه حضور يك مداح در پاى منبر شود حتى روضه نمى‏خواند و مجلس را به مدح واگذار مى‏كند، نقل مى‏كرد: يك مداح جوانى مقتلى را خواند، بنده سوال كردم سند مقتل كجاست؟ شروع كرد به هتاكى و جوسازى كه شما علما به مداحان حسادت داريد! چون مردم شما را تحويل نمى‏گيرند شما عقده‏اى هستيد... .

 البته ما قبول داريم كه برخى روحانيون جوان هم در انتقاد كردن افراط مى‏كنند، اما به هر صورت مداح بايد حليم و صبور باشد و باسعه صدر با روضه برخورد كند.

 

 3 - پرهيز از ورود به تحريفات: تحريف سه قسم است؛ تحريف لفظى، تحريف معنوى و تحريف لحنى.

 تحريف لفظى، آوردن مطلبى است كه اصلا دروغ است و وجود نداشته است. مثل عروسى قاسم در كربلا يا عبارتى را كم يا زياد كنند.

 تحريف معنوى، گوينده مطلبى را طورى بيان كن كه مقصود قائل آن را عوض كند.

 اما تحريف لحنى، كه متاسفانه بسيار زياد هم شده است، اين است كه به بهانه هر چه مى‏خواهد دل تنگت بگو هر سبكى را در مداحى بكار ببريم.

 مقام معظم رهبرى فرمودند: “فلان خواننده طاغوتى يا غير طاغوتى شعر عشقى را با آهنگى خوانده، حالا بياييم در مجلس امام حسين (عليه السلام) و براى عشاق آن امام همام آيات والاى معرفت را در اين آهنگ بريزيم و بنا كنيم آن را خواندن، اين خيلى بد است. « 5/5/84 ديدار با مداحان»

 هيچ كس مخالف سبك و نوآورى نمى‏باشد. اما سبك زمانى پذيرفته است كه روح، فكر، عقل و باور را به حركت در آورد، نه بدن را. سبك در مداحى بويژه در نوحه‏ها بايد محزون باشد. صرف اينكه چند نفر از اين سبك خوششان مى‏آيد بخوانيم اين بى انصافى است. بايد سبكى بخوانيم كه مورد تاييد امام عصر (عج) باشد.

 

 4 - مداح بايد قبل از مداح بودن حامد باشد: تابتواند ممدوح نمايى كند، در غير اين صورت خودنمائى مى‏شود و مداح نمائى. اگر مداحان اهل خلوت با خداى خود باشد واهل تهجد واهل قرآن و نماز اول وقت باشند، آن وقت مى‏شوند تابلوى معرفت به آل الله و تابلوى خداشناسى، امام‏شناسى و مى‏شوند محور محبت به آل محمد (صلى‏الله عليه‏وآله) براى رسيدن به اين مقام حتما بايد دست در دست يك استاد داشته باشند.

 شهيد مطهرى (ره) مى‏فرمايد: “شخصى به من گفت بياييد به كلاس نهج البلاغه برويم اول نپذيرفتم، گفتم من نهج البلاغه را بلد هستم. ولى بعد نظرم عوض شد رفتم كلاس يك استاد نهج البلاغه. تازه متوجه شدم كه نهج البلاغه يعنى چه. بعد از آن سيرى در نهج البلاغه را نوشتم".

 جناب حسان شاعر با اخلاص اهل بيت مى‏گويد: تمام اشعارم را پس از تاييد مرحوم علامه شهير امينى (ره) مى‏خواندم. از اين آثار شعرى جناب حسان يك جلوه خاصى دارد.

 مخصوصاً مداحان جوان و نوجوان حتما بايد دستشان در دست يك استاد و پيش كسوت باشد و مداحان بزرگ هم حتما با يك عالم ربانى دست در دست باشند.

 پس قنبر در خانه على شدن كار آسانى نيست، اينطور نيست كه سلمان منا اهل البيت كار آسانى باشد، لذا بايد با عمل در اين زمينه هم سعى و تلاش زيادى انجام شود.

 

 5 - زمان‏شناسى و مردم‏شناسى: يكى ديگر از مهم‏ترين جهات در مداحى موقعيت و زمان‏شناسى است: زمان‏ها متفاوتند مثل زمان طبيعى، زمان تاريخى تزمان اجتماعى و هر يك مقتضياتى دارند كه در روايات هم به آنها اشاره شدهاست. زمان طبيعى همان تحولات و حوادث و دگرگونى‏ها و قوانين طبيعى و مقدرات تكوين است كه امام صادق (عليه السلام) فرمودند: “براى افراد عاقل در حالى كه هستند شايسته نيست سه چيز را از ياد ببرند كه يكى از آنها آفات و بلايايى طبيعى است."

 مداح بايد زمان رويدادهاى تاريخ اسلاى و شيعه و اهل سنت را بداند تا در اين زمان مردم را نسبت به وقايع آن آگاه كند و بيان واقعى تاريخى همان روز كه واقع شده تاثير فراوان و مستقيم دارد.

 

 6 - مردم‏شناسى: مداح با توجه به شناخت و اطلاع از افكار و عقايد و حالات هر جمعى مداحى مى‏كند و اين شناخت در هر زمانى با زمان ديگر متفاوت است زيرا مردم متفاوتند. امام حسين (عليه السلام) فرمودند: “عاقل كسى است كه بداند مردم از او چه توقعى دارند. «اعتقاد بزرگان اين است، مداح بايد عالم به زمان باشد. شاعر خوب كسى است كه عالم باشد. جهل مبلغين و سادگى و كم سوادى يا بى سوادى آنها وقتى به جهل مداح و مستمعين آميخته مى‏شود، اهل بيت و معارف آنان در همان غربت خواهند بود بايد با فرهنگ مردم هر شهر آشنا بود بعنوان مثال در فلان شهر در آوردن لباس را براى سينه زنى مناسب نمى‏دانند يا در شهرى كف زدن را عملى لهو مى‏دانند، لذا بايد به فرهنگ‏ها و رسوم مردم در صورتى كه خلاف شرع نباشد احترام گذاشت.»

 7 - آشنايى با قواعد و تسلط بر قرائت قرآن: بسيار مشاهده مى‏شود كه برخى از مداحان قرآن كريم را حتى از رو به زحمت مى‏خوانند. هزاران بيت شعر را حفظ مى‏كنند ولى در زمينه روخوانى قرآن مشكل دارند. مداحان بايد دوره كامل روخوانى و روانخوانى و حتى تفسير قرآن را بياموزند، تا خداى ناكرده قرآن خواندن مداحان در مجالس ختم و ساير مجالس نقل تفريح عده‏اى نشود. برخى آنقدر كه به مداحى و شعر و مرثيه و آداب شعرى و آرايه‏هاى شعر اهميت مى‏دهند كه البته نياز است، به ادب و رعايت شئونات قرائت قرآن كريم خصوصاً در مجالس ترحيم توجه ندارند و بدون توجه به اين موضوع فقط قرآن مى‏خوانند. هر مداح و شاعرى لازم است كه بيشتر از شعر و مرثيه به قرآن اهميت بدهد و فراگرفتن قرآن را در اولويت قرار دهد و آيات قرآن را با قواعد مربوطه بخواند و قرآن را بهتر و بيشتر از شعر، حفظ باشد.

 البته محافل قرآن هم از ذكر اهل بيت نبايد خالى باشند. قرآن و عترت در كنار هم ارزش دارد و هر كدام مكمل ديگرى است و اين دو امانت پيامبر (صلى‏الله عليه‏وآله) را بايد با هم داشت.


 

 اخلاق مداحى (3): خوددارى از افراط

 

 مداحان اهل بيت عصمت و طهارت (عليه السلام) سرمايه عظيمى در دست دارند كه بايد در حفظ آن كوشا باشند. مداح مى‏تواند احساسات عاشورائى را بسيج كند و اهداف امام حسين (عليه السلام) و ساير ائمه (عليهم السلام) را در قالب اشعار در دل‏هاى مردم به ويژه جوانان جاى دهد. به همين علت خود ائمه فرموده‏اند: لك بيت، بيت فى الجنه.

 اما اين سرمايه ممكن است دچار آفاتى شود و يا به عبارتى بايد با آداب و اخلاقى همراه باشد كه در مباحث سلسله‏اى بر آن هستيم تا از باب تذكر به آن بپردازيم. در شماره قبل به مواردى همچون انتقادپذيرى، روحيه خدمتگزارى به مردم، پرهيز از تحريفات، زمان‏شناسى و مردم‏شناسى، آشنايى با قواعد و تسلط بر تلاوت قرآن اشاره نموده‏ايم. اميدواريم مورد توجه به علاقه سروران عزيز مداح قرار بگيرد.

 - پرهيز از غلو (افراط)

 بدوا بايد معنى غلو را مشخص كنيم. (غلو، غلواء، مغالاه يعنى افراط، زياده روى، اغراق، گزافه گويى). در حديثى معروف داريم اياكم و الغلو فى الدين؛ بر شما باشد كه از حدود اوامر حق تجاوز نكنيد.

 بعضى مى‏گويند بحث از باطن هر چيز ننماييد و كاشف از علت و مشكلات آن نباشيد.

 در قرآن هم مى‏فرمايد: يا اهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم؛ اى اهل كتاب از حدود آنچه خدا نازل كرده و در كتب خود بيان داشته تجاوز نكنيد و از حد مگذريد(مائده/75).

 و يا حامل القرآن غير الغالى فيه و لا الحاقى عنه و يا در حديث داريم خير الامور اوسطها حامل قرآن كسى است كه از حد آن تجاوز نكند و چيزى از آن را فروگذار ننمايند بلكه رعايت اعتدال را بنمايد.

 امام صادق (عليه السلام) همانند اجداد طاهرينش به شدت در برابر اغارق و غلو ايستادگى مى‏كرد. در طى سالها تلاش از زمان امام على (عليه السلام) تا امام باقر (عليه السلام) محبوبيتى براى اهل بيت (عليهم السلام) پديد آمده و نفوذ شيعه در عراق و برخى از نقاط ديگر تعميق يافته بود. اينك غلو كنندگان مى‏كوشند تا با رخنه درون شيعه آن را از داخل متلاشى كرده و چهره خارجى آن را خراب كنند. به طورى كه يكى از خوارج شيعه را متهم كرده بود كه آنها گمان كرده‏اند به جهت دوستى اهل بيت (عليهم السلام) مستغنى از انجام اعمال صالح بوده واز عذاب به خاطر اعمال بدشان نجات مى‏يابند.

 به هر صورت امام صادق (عليه السلام) مغز متفكر شيعه و بنيانگذار مذهب حقه جعفرى است كه عموم شيعيان به آن دلبستگى خاص دارند. آن حضرت (عليه السلام) غلات را سد كنندگان راه خدا دانسته و براى تهذيب شيعه و حركت در جهت نفى غلو و دور كردن شيعيان از جريان علو اقداماتى را از قبيل: دور كردن شيعيان اصيل از غاليان منحرف

 امام (عليه السلام) به مفضل فرمودند: يا مفضل لا تقاعدوهم و لا تواكلوهم و لا شاربوهم و لا تصافحوهم؛ اى مفضل! با غلات نشست و برخاست نكنيد، با آنان هم غذا نباشيد و همراهشان چيزى ننوشيد و با آنان مصافحه نكنيد(1) در روايت ديگرى امام (عليه السلام) غلات را ملعون خطاب كرده و فرمودند: من و پدرانم از آنها بيزاريم(2).

 به ويژه به جوانان شيعه حساسيت زيادترى داشته و مى‏فرمودند: احذر و على شبابكم الغلاه لا يسفيدونهم، فان الغداه شر خلق الله، يصغرون عظمه الله و يدعون الربوبيه لعباد الله؛ درباره جوانان خويش از اين كه غلاه آنان را فساد كنند بترسيد. غلاه برترين دشمنان خدا هستد، عظمت خدا را كوچك كرده و براى بندگان خداوند ادعاى ربوبيت مى‏كنند(3). از جميع اقوال حضرت صادق (عليه السلام) اينگونه استنباط مى‏شود كه حضرت حتى بدهت گذاران را هم در رديف غلات مى‏بيند و مى‏فرمايد: از همنشينى با اهل بدعت پرهيز كن، زيرا باعث رشد و نمو كفر و گمراهى آشكار در قلب مى‏شود(4).

 سدير صيرفى نزد امام (عليه السلام) آمد و عرض كرد: جانم به فداى تو، شيعيان درباره شما اختلاف كرده‏اند. بعضى اظهار مى‏كنند كه در گوش سخن گفته مى‏شود، برخى گويند به شما وحى مى‏شود، بعضى مى‏گوين به قلب شما الهام مى‏شود، بعضى مى‏گويند به قلب شما الهام مى‏شود. برخى مى‏گويند به كتب آباء، خويش فتوا مى‏دهيد. كدام يك را بايد قبول كرد؟

 امام (عليه السلام) فرمودند: آنچه را گفته شده رها كن. ما حجت خداوند و امين او بر خلق او هستيم، حرام و حلال ما از كتاب خداوند است. عيسى البحرانى گفت: نزد امام صادق (عليه السلام) رفتم و عرض كردم آيا آنچه رااز اين قوم (غلاه) شنيده‏ام بازگويم. امام فرمود: بگو. گفتم: دسته‏اى از اينان تو را عبادت مى‏كند وتو را الهى جدا مى‏دانند، دسته‏اى ديگر تو را در حد نبوت بالا مى‏برند.

 امام (عليه السلام) آنقدر گريه كرد كه محاسنش از قطرات اشك پر شد. آنگاه فرمود: اگر خداوند مرا بر آنان مسلط كند و خون آنان را نريزم خداوند خون فرزندم را به دستم بريزد. يعنى غلاه از نظر امام (عليه السلام) واجب القتل هستند(5).

 به لحاظ اهميت بحث مجبور شده‏ايم موضوع را بيشتر بررسى كنيم تادوستان مداح و شاعر اين مسئله را مورد توجه قرار دهند. حال كه موضوع غلاه روشن شده است به برخى از غلاه در مدايح و مراثى اهل بيت (عليهم السلام) كه اخيرا رايج شده اشاره مى‏كنيم.

 1) استفاده از عبارات شرك‏آميز و كفر آلود مثل “لا الا الا فاطمه الزهرا، من حسين اللهيم، من على اللهيم". حضرات مراجع فرمودند: اگر كسى بداند كه چه مى‏گويد استكانى را كه در آن چاى مى‏خورد بايد آب كشيد.

 حساب از من چه مى‏پرسى، حسابم با حسين است، جوابم با حسين است.  هر سوالى از من شود مى‏گويم حسين، من ربك حسين، من دينك حسين، من كتابك حسين، من نبيك حسين.

 تمام اين كلمات در رديف شرك و غلو محسوب مى‏شود. در صورتيكه خود امام حسين (عليه السلام) در روز عاشورا مى‏فرمايد: الهى رضا برضائك و تسليما لامرك لا معبودلى سواك يا غياث المستغيثين.

 يكى از مصاديق غلاه چراغ سبز به گناه نشان دادن است. احدى منكر ان الحسنات يذهبن السيئات نمى‏باشد. هيچ كسى نسبت به ارزش اشك و گريه بر امام حسين (عليه السلام) و اهل بيت (عليهم السلام) ترديدى ندارد. اما همه اين ارزشها نبايد بهانه‏اى براى نشان دادن چراغ سبز بگناه مردم باشد. حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى مى‏فرمايد: نبايد در مجالس عزادارى گفته شود كه در طول سال هر گناهى كه مى‏خواهيد انجام دهيد اما در ماه محرم كه عزادارى مى‏كنيد گناهانتان شسته مى‏شود. امام حسين (عليه السلام) براى مكتب و مذهب شهيد شد لذا در مجالس حسينى بايد مذهب را تقويت كرد. جريان حاجب كاشانى و شعرا و او كه “حاجت اگر محاسبه حشر با على است من ضامنم تو هر چه كه خواهى گناه كن « حضرت (عليه السلام) را در خواب ديد كه به او فرمود: “تو مداح و شاعر خوبى هستى ولى اين شعرت خود نبود." وقتى پرسيدم چه بگويم، امام (عليه السلام) فرمود: “بگو حاجت يقين محاسبه حشر با على (عليه السلام) است شرم از رخ على (عليه السلام) كن و كمتر گناه كن».

 ببينيد فرق اين دو تفكر چقدر است.

 عده‏اى براى ملاقات با على بن موسى الرضا (عليه السلام) مى‏آمدند بيش از شصت مرحله آمدند، ولى امام (عليه السلام) آنها را به حضور نپذيرفتند و آخرين مرحله با اصرار شرفياب شدند. امام رضا (عليه السلام) فرموده‏اند: ادعاى گزافى كرده‏ايد، گفتيد شيعه شما هستم. حقا با اين عنوان خيلى فاصله داريد. شيعه نشانه هايى دارد. گفتند ما محب شما هستيم. فرمودند: حال قبول است. بين شيعه و محب خيلى تفاوت‏ها وجود دارد. لذا مداحان، گويندگان و وعاظ وظيفه دارند مردم را به سمت و سويى سوق دهند كه مورد نظر اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) و همان شيعه بودن است.


 اخلاق مداحى (4): پرهيز از دروغ

 

 پرهيز از دروغ در مداحى

 در قرآن كريم دروغگويان مورد لعن خدا واقع شده‏اند. دروغ از معاصى كبيره است. برخى از علماى علم اخلاق دروغ را سرمنشا خيلى از گناهان مى‏دانند.

 شهيد بزرگوار دستغيب در كتاب گناهان كبيره آورده است؛ رسول خدا (صلى‏الله عليه‏وآله) فرمودند: مؤمن اگر بدون عذر دروغ بگويد، هفتاد هزار ملك او را لعنت مى‏كنند و بوى گندى از قلبش بيرون مى‏آيد تا به عرش برسد و خداوند به سبب اين دروغ، گناه هفتاد زنا را براى او مى‏نويسد(6).

 قرآن كريم در سوره نور(7) مى‏فرمايد: ان لعنته الله عليه ان كان من الكاذبين، دروغگو مورد خشم و غضب خداست.

 محتمل است اين عقوبت براى دروغى باشد كه ضرر و مفسده‏اش بيش از ضرر و مفسده زنا است. چنان كه بعضى از دروغ‏ها است كه سبب برافروخته شدن آتش فتنه و از بين رفتن اموال و اعراض بلكه ريختن خونها مى‏گردد و يا اين كه مراد دروغ بر خدا و رسول ائمه طاهرين (عليهم السلام) باشد كه اشد مراتب كذب است.

 دروغ بستن به خدا و ائمه اطهار (عليهم السلام) باعث ابطال روزه مى‏شود. محدثين مى‏گويند: دروغ همانطور كه روزه را باطل مى‏كند، باعث حبط اعمال صالحه مى‏شود. در قرآن كريم چند جا كلمه ويل دارم ويل يومئذ المكذبين، ويل للمصلين و ويل للمطففين ولى يك آيه ديگر نيز آمده خيلى مهم است.

 فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهم، فويل لهم مما كتبت ايديهم و ويل لهم مما يكسبون(8)؛ واى بر آن كسانى كه از پيش خود چيزى نوشته و مى‏گويند: واى بر آنهايى كه از نوشته مجهول چيزى بدست مى‏آورند و واى بر نوشته هايشان.

 به دو مورد از روضه‏هاى دروغ كه برخى خوانده‏اند توجه بفرماييد.

 مداحى نقل مى‏كرد: امير المؤمنين (عليه السلام) حضرت عباس (عليه السلام) را در سنين كودكى سوار بر اسب مى‏كرد و اسب را رها مى‏كرد، حضرت ابوالفضل (عليه السلام) از اسب به زمين افتاد. ام البنين (س) علت را سوال كرد. آقا امير المؤمنين (عليه السلام) فرمودند: مى‏خواهم فرزندم از الان افتادن از روى اسب را تجربه كند براى كربلا. آيا هيچ انسان كوته فكرى با فرزندش چنين رفتارى مى‏كند كه امير المؤمنين (عليه السلام) مطهر عقلانيت و انسانيت چنين كند.

 در جاى ديگرى مطرح شده: وقتى جعهده به امام حسن (عليه السلام) زهر داد، امام حسين (عليه السلام) به بالين برادر آمدند. حضرت عبد الله بن حسن (عليه السلام) به عمو عرض كرد: من مى‏دانم چه كسى به پدرم زهر داد و حضرت قاسم (عليه السلام) اشاره كرد كه چيزى نگو! حضرت عبد الله (عليه السلام) در كربلا بنا به نقل مشهور و صحيح 11 ساله بوده‏اند. امام حسين (عليه السلام) در سال 50 هجرى شهيد شده‏اند. يعنى به طور قوى عبد الله (عليه السلام) هنوز يك سال هم نداشتند. چگونه طفل سخن مى‏گويد. البته برخى‏ها براى توجيه دروغ مى‏گويند در دستگاه اهل بيت (عليه السلام) همه چيز امكان‏پذير است. بله اين فقط در مورد امام معصوم (عليهم السلام) صدق مى‏كند كه آن هم در مورد امير المؤمنين (عليه السلام) و امام عصر (عج) كه به محض توليد قرآن خوانده‏اند يا امام حسين (عليه السلام) با حضرت زهرا (س) در رحم حرف مى‏زد. امام موضوعات مذكور دروغ محض و ساختگى و باعث تشويش اذهان مردم علاقمه‏مند به اهل بيت (عليهم السلام) و سوء استفاده دشمنان تشيع مى‏شود. الحمد الله اين قدر معارف و مقاتل اهل بيت (عليهم السلام) گستردهاست و داستان زندگانى سراسر نور ائمه هدى (عليهم السلام) و به ويژه امام حسين (عليه السلام) روشن و واضح است و مطالب ارزنده و آموزنده و مستند و معتبر و متقن زياد است كه قرنها همه مداحان و وعاظ و گويندگان مذهبى را بس است. براى توجه دوستان ذاكر و همه علاقه‏مندان به مكتب تشيع چند حديث نقل مى‏كنيم.

 مردى از رسول خدا (صلى‏الله عليه‏وآله) سوال كرد: چه عملى سبب دخول در آتش مى‏شود؟ پيامبر فرمود: دروغ زيرا دروغ سبب فجور، كفر؛ كفر سبب دخول در آتش است.

 - عذاب ويژه دروغگويان

 1 - رسول مكرم اسلام (صلى‏الله عليه‏وآله) مى‏فرمايد: شبى كه به معراج رفتم ديدم مردى را كه بر پشت خوابانيده شده و ديگرى بر سرش ايستاده و در دستش عصايى از آهن كه سرش گج باشد بود. پس بر يك طرفش مى‏آمد و با آنچه در دستش بود، بر رويش مى‏زد. و از طرف دهان تاقفايش را قطعه قطعه مى‏كرد و همين كار را تكرار مى‏كرد و هنوز از اين طرف فارغ نشده، طرف ديگر را شروع مى‏كرد. پرسيدم علت عذاب اين شخص چيست؟

 فرمودند: اين مردى است كه صبح از خانه‏اش بيرون مى‏رود دروغى مى‏گويد كه زيانش به آفاق مى‏رسد و با او تا روز قيامت چنين رفتارى مى‏شود(9).

 2 - امام باقر (عليه السلام) به ابو نعمان مى‏فرمايد: يك دروغ هم از قول ما مگو، زيرا كه آن دروغ تو را از دين حنيف اسلام خارج مى‏كند(10).

 يعنى به واسطه اين دروغ كه بر ما بستى نور ايمان از دلت خارج مى‏شود واگر اين قسم دروغ در حال روزه باشد در صورت تعمد موجب بطلان رزه هم مى‏شود.

 

 تذكر مهم

 شهيد دستغيب مى‏فرمايد: فرقى در حرمت دروغ نيست. بين اين كه دروغ را به زبان بگويد يا به قلم بنويسد يا به اشاره بفهماند و نيز فرقى نيست دروغى را كه مى‏گويد در كتابى ديده باشد و خودش نسبت دهد يا اختراع خودش باشد. لذا كسانى كه در امر تبليغ منبر و خطابه و مداحى را دنبال مى‏كنند در معرض خطر بزرگى هستند.

 نكته آخر امير المؤمنين (عليه السلام) به حارث همدانى مى‏فرمايد: “نقل مكن براى مردم هر چه را كه شنيدى كه همين بى مبالاتى در نقل كافى است در دروغگويى(11).

 

 


 اخلاق مداحى (5): غلو؛ خواست دشمن

 

 در طى سال‏هاى تلاش، از زمان امام على (عليه السلام) تا امام باقر (عليه السلام) محبوبيتى براى اهل بيت پديد آمده بود و نفوذ تشيع در عراق و برخى از نقاط ديگر، تعميق يافته بود. در آن زمان غلاه مى‏كوشيدند تا با رخنه در درون شيعه آن را از داخل متلاشى كرده و چهره خارجى آن را خراب كنند.

 جريان غلاه از جهاتى براى تشيع خطرناك بود و از درون سبب ايجاد آشفتگى در عقايد شيعه شده و آن را منزوى مى‏كرد، اينكه مرورى بر اقدامات امام صادق (عليه السلام) در جهت طرد و نفى غلاه در ديدگاههاى آنها ونيز تكفير اين گروه خواهيم داشت.

 

 اقدامات امام صادق (عليه السلام)

 1 - دور كردن شيعيان اصيل از غلاه منحرف: بديهى است وجود رابطه بين شيعيان خالص و ناب يا اينگونه افراد به لحاظ جذابيت موجود در اين قشر مى‏توانست شيعيان را به طرف غلو بكشاند، به ويژه كه غلاه به دروغ خود را از نزديكان ائمه معرفى مى‏كردند. وقتى با تكذيب امام مواجه مى‏شدند. مى‏گفتند كه اين تكذيب صرفا از روى تقيه است. اين امر در فريب شيعيان ساده دل موثر بود.

 

 2 - انكار عقايد غلاه: امام (عليه السلام) براى نجات تشيع از اين گروه كتاب خدا را ميزان قرار مى‏دادند واز شيعيان مى‏خواست ادعاى نادرست غلاه را نپذيرند.

 امام (عليه السلام) در پاسخ به يكى از صحابه كه اظهار داشت شيعيان درباره شما اختلاف كرده‏اند؛ بعضى اظهار مى‏كنند كه در گوش شما سخن گفته مى‏شود، بعضى مى‏گويند به شما وحى مى‏شود و بعضى مى‏گويند به قلب شما الهام مى‏شود، بعضى مى‏گويند در خواب مى‏بينيد، بعضى مى‏گويند به كتب و آراء آباء خويش فتوا مى‏دهيد. كداميك را بايد پذيرفت؟

 امام فرمودند: لا تاخذ بشى‏ء مما يقولون، نحن حجه الله و امناء عليه خلقه حلالنا من كتاب لله و حرامنا منه؛ آنچه را كه گفته شده رها كن، ما حجت خداوند وامين او بر خلق او هستيم، حرام و حلال ما از كتاب خداوند است(12).

 

 3 - لعن امام (عليه السلام) به غلاه: لبه تيز برخورد امام با غلاه عقايدى بود كه ضمن آنها، كوشش مى‏شد تا جنبه‏اى از الوهيت به امامان نسبت داده شود كه آن حضرت فرمود: لعنت خداوند بر كسى كه چيزى در حق ما بگويد كه ما خود نگفته‏ايم. لعنت خداوند بر كسى كه ما را از عبوديت براى خدايى كه ما را خلق كرده و بازگشت ما به سوى او و سرنوشت ما در يد قدرت اوست، جدا سازد (13).

 در روايت ديگرى آمده كه حضرت فرمودند: خداوند مفوضه (14) را لعنت كند، آنها عصيان پروردگار را كوچك كردند تا از اجراى احكام الهى و اداى حقوق فرا كنند (15).

 با اين برخورد پيام گونه امام صادق (عليه السلام) و حركت صحيح ساير ائمه شيعيان اصيل از اين انحراف رهايى يافتند اما، متأسفانه اثرات نامطلوب آن در جلوگيرى از رشد بيشتر شيعه باقى ماند. حتى در تاريخ دارد به خاطر وجود غلو ابو حنيفه به اصحابش دستور داد كه حديث غدير را نقل كنند گر چه اين عمل بسيار ناپسند است اما اين عمل نشان مى‏دهد كه جريان غلو، چه ضررى حتى بر نقل صحيح‏ترين روايات فضايل امير المؤمنين داشته است.

 دشمنان مكتب و مذهب حقه تشيع از هر راهى در هر برهه‏اى به اين دسيسه متوسل مى‏شوند به طورى كه همفر انگليسى در خاطرات خود مى‏گويد براى جلوگيرى از نفوذ شيعه بايد اقداماتى را انجام دهيم از جمله اينكه: تبليغ عقايد و مذاهب من در آوردى و ساختگى در مناطق اسلامى با برنامه ريزى آگاهانه و منظم به گونه‏اى كه تبليغ پس ارزيابى زمينه‏هاى مساعده فكرى در اقشار مردم صورت گيرد و خلاصه اينكه براى پيروان تشيع كه علاقه زايد الوصفى به ائمه خود دارند، مذهب حسين الهى، پرستش على بن ابى طالب و حضرت صادق (عليهم السلام)، مبالغه در شخصيت امام غائب و مهدى موعود مبالغه در شخصيت على بن موسى الرضا (فرقه‏هاى مختلف على الهى، صادق الهى) ترويج شود. مناسب‏ترين نقاط براى هر يك از اين مذاهب در عراق و ايران به ويژه شهرهاى پر جمعيت است. طبعا نشر و تبليغ اين مذاهب جعلى نبايد منحصر و محدود باشد. بلكه در ميان فرقه اربعه تسنن نيز بايد مذاهبى از اين دست به ترتيبى كه ياد شد انتشار يابد و اختلافات و منازعات شديدى بين اين فرقه‏ها برپاگردد. تا بدانجا كه هر فرقه خود را مسلمان واقعى بداند (16).

 يكى از اثرات نامطلوب غلو به هدف رسيدن دشمنان قسم خورده اهل بيت (عليهم السلام) هستند كه طبعاً هيچ يك از نوكران مخلص آل الله به اين امر راضى نمى‏باشند و هوشيارانه با اين پديده مقابله مى‏كنند.

 در جمع بندى اين بحث مهم بايد متذكر شد دشمن در محو كردن و از ميان برداشتن هر چيزى كه از ناحيه آن احساس خطر نموده منصرف نمى‏شود و اگر در طرحى ناموفق شد از راه‏هاى ديگر مى‏كوشد موضوع يا محيط خيز را از ميان بردارد. در ميان عزادارى چون متوجه شد دو طرح تحريف و غلو كاربردى نداشته، زيرا هوشيارى پيشوايان دينى با تحليل‏هاى همه فهم، توطئه حساب شده آنها را خنثى نمود. تنها راه باقى مانده، را در تزريق انواع آسيب‏هاى ممكن به پيكره عزادارى مى‏داند.

 آنچه در اين برهه مهم است اين است كه بعضى اوقات آسيب‏ها به وسيله ارادتمندان به عزاى حسينى به سليقه‏اى كه با ظاهر شرع هم منافاتى ندارد تزريق مى‏شود و توسط همين نوع افراد ترويج مى‏شوند.

 حضرت آيت الله وحيد خراسانى مى‏فرمايد: كوچكترين كلمه كه شعائر حسينيه را سست كند كمر خاتم النبيين را مى‏شكند.

 در پايان بايد اذعان كرد همه مادحين، شعرا و خطبا بايد گوش به فرمان مرجعيت شيعى به ويژه مرجع عاليقدر رهبر عظيم الشان باشند كه از همه مناظر به اين موضوع احاطه دارند و فتوا و كلام ايشان فصل الخطاب است.


 آداب مداحى (6): دعا خوانى؛ جذاب و اثر گذار

 

 دعاخوانى؛ جذاب‏ترين و اثر گذارترين برنامه مذهبى

 بى شك دعا خوانى و زيارت خوانى و مناجات يكى از جذاب‏ترين، پرمحتواترين و اثر گذارترين برنامه‏هاى مذهبى به ويژه برنامه مداحان عزيز مى‏باشد. ولى در اين خصوص بسيار سليقه‏اى عمل مى‏شود. دعا و زيارت را به هر شكلى مى‏خواهند قرائت مى‏كنند، نه به طورى كه بيان شده. يعنى آداب قرائت ادعيه و زيارت را مراعات نمى‏نمايند. قال رسول الله (صلى‏الله عليه‏وآله): الدعا سلاح المومن، عمودالدين و نور السموات و الارض؛ رسول خدا (صلى‏الله عليه‏وآله) مى‏فرمايند: دعا سلاح مؤمن است و ستون دين و روشناى آسمان و زمين است.

 آنچه در اين مبحث لازم است بيان شود بررسى آداب قرائت دعا و زيارت است. بسيار ديده شده كه برخى در مجالس مختلف، دعا و زيارت را به رعايت آداب و شئون وحدود و شعور آن مى‏خوانند به همنى مناسبت دعا خوانان و زيارت خوانان و زيارت خوانان كه عمده آنها را مداحان اهل بيت (عليه السلام) تشكيل مى‏دهند لازم است آداب و نكاتى را رعايت كند كه اهم آنها عبارتند از:

 1) حتما در مرحله اول يك دوره ادعيه و زيارات را هم از لحاظ روخوانى صحيح در جهت اداى الفاظ و عبارات تعليم ببينند و در مفاهيم دعا تلاش كنند تا با تفسير و فهم آن آشنا شوند. به نظر مى‏رسد مداحان گرامى بايد يك دوره صرف و نوح كامل را آموزش ببينند كه هم در مداحى در احاطه بر مقاتل عربى و هم در ادعيه و زيارات بسيار موثر خواهد بود. زيرا زبان عربى به شكلى است اگر يك فتحه يا كسره يا اداى حروف مراعات نشود معانى آنها نيز تغيير مى‏كند.

 2) مداحان جوان در جلسات دعا و زيارت خوانى مداحان پيش كسوت و مجرب و باسواد و اهل ذوق شركت كنند واز محضر آنها بهره‏مند شوند. و اصولاً شيوه اجراى مراسم دعا و زيارت را به طور عملى بياموزند.

 3) دعا نبايد با حالت فرياد خوانده شود. بلكه بايد همراه با تضرع، زارى و جذاب خوانده شود. قرآن كريم مى‏فرمايد: ادعوربكم تضرعاً و خفيه؛ خداوند درباره حضرت زكريا و حضرت عيسى (عليهم السلام) مى‏فرمايد: آنان در كارى خير سرعت داشتند و با اميدوارى و باترس ما را مى‏خوانند.

 4) ده چيز از مقارنات حال دعا است كه بايد خواننده آن را مراعات كند:

1 - اصرار در دعا، 2 - تعجيل نكردن در دعا، 3 - نام بردن حاجات، 4 - صلوات بر محمد (صلى‏الله عليه‏وآله) و آل محمد (عليهم السلام) قبل و بعد از دعا، 5 - پرهيز از رياكارى، 6 - به طور عمومى دعا كردن، 7 - در حالت كسالت دعا نخواندن، 8 - اشك دردعا، 9 - كم و زياد نكردن اجزاء دعا و 10 - مقدم نشمردن ساير امور بر دعا

 امام صادق (عليه السلام) فرمودند: خداوند بندگانى را كه در دعا و حاجت اصرار دارند دوست دارد. امام رضا (عليه السلام) فرمودند: يك دعاى پنهان با هفتاد دعا آشكار برابر است. (البته اين حديث منافاتى با تجمع در دعا ندارد چون دعاى دست جمعى هم خاص خود را دارد). پيامبر (صلى‏الله عليه‏وآله) فرمود: دعا را عموميت دهيد كه زودتر به اجابت مى‏رسد، همانطورى كه در دعاى ماه مبارك رمضان هم همين آموزش را مى‏بينيم. اللهم اشفع كل مريض، اللهم رد كل غريب، كلى گويى و كلى خواستن در دعا. مداحان و كلاً دعا خوانان بايد به اين چند نكته توجه كنند.

 امام صادق (عليه السلام) فرمود: آنگاه كه پوست بدنت بلرزد و اشك سرازير شود و قلبت ترسيد آن حال را غنيمت شمار كه به مقصد نائل مى‏شوى.

 امام صادق (عليه السلام) باز هم مى‏فرمايد: هر چيز كيل و وزنى دارد به جز اشك كه يك قطره‏اش درياهاى آتش را خاموش مى‏كند. مداح اهل رعايت ومجرب مى‏توان همه اين حالات را به مستمع انتقال دهد.

 براى دقت بيشتر عزيزان يكى از موارد ده گانه مقارنات دعا را بيشتر توضيح مى‏دهيم.

 

 كم و زياد نكردن اجزاء دعا

 امام سجاد (عليه السلام) فرمود: در تكرار اذكار و دعا اسرارى است كه بر اهل ظاهر پوشيده است. همانطور كه مى‏دانيم كاثر ادعيه و زيارات يا از ناحيه مبارك ائمه هدى (عليهم السلام) صادر شده است. لذا امانت دارى حكم مى‏كند كه در عبارات و فرموده‏هاى ائمه (عليهم السلام) دخل و تصرف نكنيم. به اين داستان توجه كنيد. استاندار شام در زمان منصور دوانيقى به نام على بن هبيره بود. يكى از غلامان خودرا كه شيعه بود به شدت تنبيه كرد و غلام كه رضيد نام داشت به مدينه آمد و به امام صادق (عليه السلام) شكوه برد. امام فرمودند: به شام برگد و به ابن هبيره بگو من غلامت رضيد را به پناه در آوردم. با او مدارا كن و به بدى رفتار نكن. رضيد از محضر امام (ع) مرخص و با يكى از شاگردان امام (ع) مواجه مى‏شوند. به او مى‏گويد رضيد دستانت را مى‏بينم مثل دستان يك مقتول، چشمانت را مى‏بينم به زودى مرگت فرا مى‏رسد. اما زبانت را باز كن ببينم. زبان را گشود گفت چيزى بر زبان دارى كه اگر به حيوانات درنده درا و كوه بخوانى همه تحت فرمان تو قرار مى‏گيرند. مى‏گويد به شام رسيدم و مرا به كاخ استاندارى بردند. استاندار قصد كشتن مرا داشت. گفتم پيغامى دارم. گفت از كى؟ گفتم از اباعبدالله جعفر بن محمد(ع). پيغام را گفتم بدون كم و كاست. هبيره مرا آزاد و حقوق مرا هم پرداخت كرد.

 تكرار اذكار دعا اشكال ندارد ولى انسان را از مقصود و گنج نهانى دور مى‏نمايد. عرفا دعا را به گنج يا مخ العباده تشبيه مى‏كنند. مثلا به فردى بگويند در فلان مكان وارد شدى سه متر در طول و دو متر عميق را حفر كنى به گنج دست مى‏يابى اما آن شخص برود و سه متر و نيم حفر كند و عمق هم كمتر يا بيشتر حفر كند قطعا به گنج مقصود نمى‏رسد.

 

 5 - اشكالات وارده به برخى از محافل دعا و برخى از مداحان در اين خصوص:

 1. برخى از مداحان با عوض كردن عباراتى از دعا و زيارت آنرا به شكل نوحه و يا شعار يا دم مى‏خوانند كه قطعا داراى ايراد است. چون عوض كردن كلام امام معصوم(ع) اشكال دارد. مثلا يكى از مداحان در قرائت دعاى كميل رسيد به جمله يارب يارب يارب و اضافه كرد يارب الحسين(ع)، يارب الزهرا(ع)؛ حتما بايد دقت شود.

 2. روضه‏هاى طولانى بين دعا، سينه زنى وسط زيارت و يا دعا قطعا نتيجه مطلوبى ندارد.

 3. در قرائت دعاها بايد شرايط خاص را مثل روح و روان، سطح فكر و فرهنگ، سواد و موقعيت غم و شادى توجه شود. اگر مجلس ترحيم و يادبود است بانى اصرار دارد دعا بايد خوانده شود، مداح بايد تشخيص دهد اين شرايط برگزارى دعا وجود دارد.

 

 6 - مهم‏ترين مسئله در رعايت آداب دعا كه گريبانگير اكثر هيات‏ها شده است مقدمه شدن زيارت و دعا براى ساير برنامه‏ها است. ما نبايد اهميت و جايگاه دعا را كمتر از جايگاه سخنرانى و مداحى بدانيم. زيرا قرآن كريم در آيه 77 سوره فرقان مى‏فرمايد: قل ما يعبابكم ربى لولا دعاء كم؛ اگر دعا و ناله و زارى و توبه شما نبود به شما اعتنا نمى‏كرديم.

 اين مناسب و شايسته نيست كه دعا و يا زيارات عاشورا با آن همه عظمتش بشود مقدمه مداحى و يا سخنرانى. بايد مداحان گرامى به اين مهم توجه ويژه داشته باشند. البته مسوولين هيات‏ها هم وظيفه دارند كه مورد بحث ما در اين مقال نمى‏باشند.

 

 7 - عدم استفاده از كلمات نامانوس در دعا يا زيارات. پروردگار عالم را مرود خطاب غير مودبانه قرار ندادن. ما بايد ببينيم در دعاى كميل و در صحيفه سجاديه چگونه با خداوند متعال سخن مى‏گويند. اين را سرلوحه قرار دهيم نه هر چيزى كه دل تنگ مان مى‏خواهد بگوييم.

 

هيچ آدابى و تربيتى مجوى                     هر چه مى‏خواهد دل تنگت بگو

 

 همين با مكتب تعقل و تفكر عميق و ولائى تشيع منافات دارد.

 

 8 - راجع به ارتباطات كلامى با اهل بيت(ع) بايد خيلى دقت شود. مثلا حسين را دارم با تو چه كار دارم. يا تا حسين مرا شفاعت نكند خدايا اگر تو هم بگو برو بهشت نمى‏رم، به حسين جواب مى‏دم اما خدا به تو جواب نمى‏دهم. اين مطالب علاوه بر اينكه شرك محسوب مى‏شود عظمت خدا را ناديده شمردن است. تاثيرات منفى در محافل مذهبى دارد و مانع استجابت دعا است.

 

 9 - توجه به معانى دعا است. مثلا اللهم اغفرلى الذنوب التى تحبس الدعا؛ چه گناهانى باعث حبس دعا مى‏شود. مثلا لقمه حرام كه به فرموده پيامبر(ص) باعث حبس دعا مى‏شود.

 

 10 - استفاده اشعار قوى، مناجات، احاديث نورانى كه تاثير دعا را دو چندان مى‏كند.

 انشاءاله مداحان و دعا خوانان با رعايت نكات مذكور و با صداى جذاب و تاثير گذار و رعايت شئونات اخلاقى در ماه مبارك رمضان و در تمام طول سال بتوانند زمينه استجابت دعاها را به ويژه فرج امام عصر(عج) را فراهم نمايند. انشاءاله


 علوم مداحى (7): مداحى كارى بس دشوار

 

 مقام معظم رهبرى: “پس كارتان سخت است عزيزان، كار شما بر خلاف اينكه بعضى‏ها خيال مى‏كنند چهار كلمه حفظ كنيم و يك صدايى هم داشته باشيم، بس است. نه، كار خيلى سخت است. كار هنرمندانه، موثر، هدايتگر و جهت بخش باشد“.

 پس از چند شماره پرداختن به اخلاق و آداب مداحى در نظر داريم از اين شماره به بعد به علوم مختلف مداحى بپردازيم.

 قبل از ورود به بحث علوم مداحى بايد متذكر شويم كه اولين پله موفقيت در آموزش و كسب علوم باور است. اگر مداحين عزيز اهل بيت (ع) در هر جايگاهى كه هستند باور كنند كه نياز به آموزش و كسب علم دارند اولين گام موفقيت را برداشته‏اند.

 به عبارتى بر هر مداح و شاعرى كه در زمينه مدح و مرثيه اهل بيت (ع) تلاش مى‏كند لازم است علوم آن را فرابگيرد. امروزه اكثر آسيب‏ها در مداحانى است كه با كمى صدا و چهار كلمه خواندن و تبليغ غير واقعى برخى هيات‏ها از اين قبيل مداحان موجى را به راه انداختند. والا اين حريم و اين كسوت اين قدر مقدس است كه حتى برخى بزرگان هم به خود اجازه نمى‏دادند در اين حوزه وارد شوند يا اگر مى‏شدند از سر ارشاد، راهنمايى و دلسوزى نه كوبيدن و تخريب از منظر آسيب شناسى بود. در اين قسمت لازم است به برخى از علومى كه يك مداح بايد با آن آشنا باشد اشاره مى‏كنيم:

 1 - آشنايى با روخوانى قرآن يا به عبارتى فصيح يا صحيح خواندن قرآن

 2- آشنايى با زبان و ادبيات عرب

 3 - آشنايى با احكام و مسائل شرعى

 4 - آشنايى با اصول و فروع عقايد شيعه و عقايد ضاله

 5 - آشنايى با تاريخ اديان به ويژه تاريخ نورانى اسلام و تشيع

 6 - آشنايى با زبان و ادبيات فارسى

 7 - آشنايى با عرفان اهل بيت(ع)

 8 - آشنايى با روانشناسى در مداحى شامل فصاحت، بلاغت، بديع و بصيرت

 9 - آشنايى با اخلاق مداحى

 10 - آشنايى با ادعيه و زيارات

 

 همانطور كه مشخص است در شرح و تفسير هر يك از اين علوم نياز به نوشتن يك جلد كتاب است. اما ما به وسع خود و ظرفيت ماهنامه و همچنين حوصله مخاطبين ارجمند تا حدى كه بتوانند از اين علوم در جهت ارتقا علوم مداحى بهره‏مند گردند به بحث مى‏نشينيم.

 

 1 - آشنايى با قرآن، روخوانى و روانخوانى قرآن

 پر واضح است كه قرآن و اهل بيت(ع) دو بال هستند و در حديث ثقلين هم به اين مهم تاكيد شده است (كتاب ا... و عترتى). مداحان عزيز در كليه محافل شهدا، ترحيم و ساير جلسات طبق رسم و سنت قرآن مى‏خوانند كه بخش عمده‏اى از اين قرائت از سه وجه ذيل فراتر نمى‏رود.

 دسته اول: كه اصلا قرآن نمى‏خواند و على القاعده با روخوانى قرآن آشنا نيستند. برادران بايد توجه داشته باشند مادحين قديم علاوه بر تسلط بر قرائت قرآن به مفاهيم و تفاسير هم آشنا بوده‏اند.

 آشنايى با تلاوت قرآن علاوه بر فيض عمومى موجب نورانيت قلب و چهره و كلام مداح مى‏شود.

 دسته دوم: كه قرآن مى‏خوانند عموما غلط و در برخى از موارد مورد اعتراض كسانى كه با آداب و اصول تلاوت قرآن آشنا هستند به ويژه قراء عزيز قرار مى‏گيرند.

 دسته سوم: مداحانى كه هم قرآن مى‏خوانند هم مداحى مى‏نمايند و انصافا هر دو وجه را به طور كامل اجرا مى‏نمايند.

 پس مداحان عزيز مى‏بايست يك دوره كامل روخوانى و رونخوانى را آموزش ببينند، نه به اين منظور كه بشود قارى ممتاز البته اگر هم كسى بر اين مقام برسد احسن وجه است.

 اما هدف اين است كه عزيزان وقتى در محافل قرآن تلاوت مى‏كنند با ايراد و اشكال و انتقاد مواجه نشوند. حتى اگر قارى بر جسته هم در محفل نشسته زبان به تحسين بگشايد.

 

 2 - آشنايى با زبان و ادبيات عرب

 مداحان عزيز اهل بيت عصمت و طهارت(ع) با كتب مقاتل، تاريخ و اشعارى سر و كار دارند كه برخى از آنها عربى است. با احاديث و رواياتى رو به رو مى‏شوند كه زبان قال است (يعنى فرموده ائمه هدى(ع) است). كم و زياد كردن اجزاى كلام امام معصوم و جا به جا كردن اعراب در لغات عربى معانى را تغيير و بعضا معانى نامانوس به خود مى‏گيرد.

 از طرفى آشنايى با مقاتل عربى و خواندن جملات عربى تاثير بسزايى در محافل و مجالس دارد و موجب ارتقاء سطح كيفى مجالس مى‏شود.

 مداحان قديمى براى اين مهم به حوزه‏هاى علميه مى‏رفتند و حداقل صرف و نحو بعضا مدارح بالاتر لمعتين و پايان سطح را هم فرا مى‏گرفتند كه اين قبيل مداح را علامه مداحى مى‏ناميدند و مراجع عظام تقليد هم در مجالس اين قبيل مداحان مى‏نشستند و موجب تشويق آنها مى‏شدند.

 الحمدا... به بركت جمهورى اسلامى در تمامى شهرها حوزه‏هاى مقدس علميه وجود دارد. لازم است مداحان به ويژه مداحان جوان به طور جد به حوزه‏ها رفته و يك دوره كامل صرف و نحو يا آنچه براى آشنايى با زبان عربى مى‏باشد را بياموزد.

 

 3 - آشنايى با مسائل شرعى و احكام

 يكى از بازاريان قديم تهران مى‏گفت: در قديم الايام اگر كسى مى‏خواست محل كسبى داير كند بايد احكام كسب را فرا مى‏گرفت و سپس مجوز مى‏گرفت. از اين رو كاسب را حبيب‏اله خوانده‏اند. شايد به اين معنى كه كاسب آداب و احكام كسب را مى‏داند و به آن عمل مى‏كند. از اين رو حبيت اله لقب گرفته است.

 بسيار روشن و مبرهن است كه مداحى اهل بيت(ع) هم داراى شئون مختلف است و حتما نياز به يادگيرى احكام آن مى‏باشد. يكى از مقلدين حضرت آيت‏ا... سيد احمد خوانسارى مى‏گفت: به محضر معظم له شرفياب شده‏ام عرض كردم آقا نصيحتى بفرماييد. فرمودند: رساله عمليه بخوانيد. در سفر ديگر باز تقاضاى موعظه كردم باز فرمودند: رساله احكام را بخوانيد و تا بار سوم هم همين امر را فرمودند. همانطور كه برادران مداح مى‏دانند بسيارى اعمال، گفتار، اشعار، ما احكام شرعى را به همراه دارد. مثلا خواندن شعرهاى شرك آلود، فرمودند بدترين گناه كبيره است.

 پا برهنه شدن مردم، كف زدن در مساجد و اماكن مقدسه، تجويز سينه زنى در هنگام نماز، جارى شدن خون در هنگام سينه زنى يا زنجير زنى و صدها مورد ديگر نياز به دانستن احكام شرعى دارد كه فتاواى مختلفى هم در اين زمينه‏ها موجود مى‏باشد. پس مداحان هم بايد با مراجع تقليد خود در ارتباط باشند. همانطور كه سيدالكريم عبدالعظيم الحسنى به محضر امام هادى(ع) مشرف و دين خود را عرضه كرده‏اند و امام(ع) فرمودند: “انت و لينا حق“  هم دين خود را عرضه كنند و هم با مسائل شرعى و احكام آشنا باشند.

 دهه اول محرم بود. آن روحانى ديد مردى با چكمه وارد مسجد شد. گفت: چرا با چكمه وارد شدى؟ گفت: آشپز هستم و سه روز اين كفش و چكمه را از پايم بيرون نياورده‏ام. آقا فرمودند: پس براى نماز چه مى‏كنى؟ گفت: حاج آقا، ما امام حسين(ع) را داريم ديگر به نماز نيازى نداريم.

 انشاءاله حوزه‏هاى علميه هم احكام مربوط به محافل عزادارى، مداحى را جمع آورى و در اختيار مداحان عزيز قرار دهند.


 علوم مداحى (8) : كسب معرفت علمى و معنوى و اعتقادى براى مداحان ضرورى است

 

 در شماره قبل با مواردى از علوم مداحى مانند:

 1 - آشنايى با روخوانى و روانخوانى قرآن

 2 - آشنايى با زبان و ادبيات عرب

 3 - آشنايى با احكام و مسائل شرعى

 آشنا شديم. در اين شماره در صدديم موارد ديگرى را مطرح نماييم.

 مداحان عزيز بايد دنبال كسب معرفت از نظر فكر و عمل باشند. زيرا مداحى بى عمل دو ضرر دارد. اول ظلم بر نفس است و مصداق عتاب خداوند در آيه لم تقولون ما لا تفعلون و دوم مردم با ديدن تناقض بين حرف و عمل ما خداى ناكرده آن را به حساب دين مى‏گذارند و حتى پاى منبر و وعاظ و مداحان هم با ترديد مى‏نشينند و يا در نهايتا از حضور در محافل دورى مى‏گزينند. پس بر ما فرض است.

 

 الف - دنبال كسب معرفت و افزايش آن از منابع معتبر اسلامى مى‏باشيم.

 كسى كه از نظر علمى و فكرى ضعيف باشد به مثابه انسان نابينايى است كه راه خود را از صدها پيچ و خم و سنگلاخ نمى‏تواند تمييز داده و ديگران را هدايت كند. پس مداحان بايد به كسب معارف حقه اهل بيت بپردازند. چنانچه على (ع) مى‏فرمايند: “پس در فراگيرى علم و دانش بيش از آنكه تلاش كنيد و بيش از آنكه بخود مشغول گرديد از معدن علوم اهل بيت(ع) دانش استخراج كنيد(17).

 ارزش عالم و بى ارزشى جاهل از زبان مولى الموحدين على(ع) اهميت به كسب علم و معرفت را براى جامعه مداحان به عنوان بازوى تواناى تبليغ دوصد چندان مى‏كند. مولا على(ع) مى‏فرمايد: “دانا كسى است كه قدر خود را بشناسد و در نادانى انسان اين بس كه ارزش خويش نداند. بدترين افراد نزد خدا كسى است كه خداوند او را به حال خود واگذاشته است تا از راه راست منحرف گردد. بدون راهنما باشد. اگر به محصولات دنيا دعوت شود تا مرز جان تلاش مى‏كند. اما چون به آخرت ونعمت‏هاى گوناگون دعوت شود سستى ورزد. گويا آنچه براى آن كار مى‏كند بر او واجب و آنچه نسبت به آن كوتاهى و تنبلى مى‏كند از او نخواسته‏اند(18).

 در دوره آموزشى اخير با عزيزانى روبرو شده‏ام كه چند سال سابقه مداحى داشتند. اما الفباى مداحى را نمى‏دانستند. حتى برخى‏ها نمى‏توانستند سه كتاب مقتل معروف نام ببرند.

 كاشف به عمل آمده كه اين عزيز تمام وقت خود را به استماع سى دى‏هاى مداحان جوان بى مايه كرده دريغ از مطالعه يك كتاب تاريخى، مقتل، روانى يا داستانى دريغ از مطالعه تفسير يا ديوان اشعار قدما و كتب اشعار خوب كه در دسترس همگان قرار دارد.

 يكى از رفقا نقل مى‏كرد از يك نفر سوال كردند اين شعر از كيست؟ سعديا مرد نكونام نميرد هرگز؛ پاسخ داد: حافظ. شايد به مزاح شبيه باشد ولى انصافا بسيارى از مادحين عزيز جوان بسيار خوب، مومن و مورد عنايت اهل بيت(ع) هستند اما اهل مطالعه و كسب علم نيستند. بسيارى حتى نشستن در كلاس‏هاى آموزش مداحى و پاى وعظ و خطابه را غير ضرورى مى‏دانند.

 

 ب - شناخت و مطالعه عقايد و اصول دين براى هر مداحى لازم و ضرورى است

 هر كس از نظر اعتقادى ضعيف باشد نمى‏تواند مبلغ باشد. مداحى كه در اعتقادات خود ترديد داشته باشد، يا ضعيف باشد يا مطالعه عميق نداشته باشد چگونه مى‏تواند روحيه توكل، توسل، صبر و حلم، تسليم و صدها موارد ديگر اعتقادى را در ميان مردم با بيان استوار و محكم ترويج نمايد. يكى از توصيه‏هاى مقام معظم رهبرى بيان اشعار توحيدى و اعتقادى، ترويج معادو امامت و نبوت و ولايت است.

 مداحان اهل بيت بايد با مطالعه عميق مسائل اعتقادى و اصولى چند امتياز را كسب كنند.

 

 1. تقويت بنيه اعتقادى خويش.

 در اين صورت در ميان مسائل اعتقادى، قرائت اشعار توحيدى با اطمينان خاطر استوار سخن مى‏گويد. سخن بدون ترديد باور را آسان مى‏كند.

 

 2. ديگر مانند بيدى نيست كه با بادى بلرزد. به قول صائب:

  به يك دو جلوه زمين خورد كاغذ باد - به هيچ جا نرسد هر كه مى‏پرانندش

 هر گوينده‏اى كه مسائل اعتقادى عميق ندارد با وزش كوچكترين بادى منحرف مى‏شود و به عبارتى دچار موج‏هاى مختلف روحى و فكرى مى‏شود.

 چنانچه اميرالمومنين مى‏فرمايد: مردم سه دسته‏اند. دانشمندان الهى و آموزنده‏اى بر راه رستگارى و دست خوش باد و طوفان و هميشه سرگردان كه بدنبال هر سر و صدايى مى‏روند و با وزش هر بادى حركت مى‏كنند. نه از روشنايى دانش نور گرفتند و نه به پناهگاه استوارى پناه بردند(19).

 سوم اينكه در طى مسير بندگى سالم‏تر، موفق‏تر و پر شتاب‏تر خواهد بود. در اين زمينه مقام معظم رهبرى مى‏فرمايد: بنده صالح خدا كيست؟ آن كس كه بيش‏تر از همه معارف اسلامى را مى‏داند و بيش از ديگران به آن معارف است(20).

 پس با توجه به مباحث فوق بر برادران مداح فرض است در مسائل اعتقادى مطالعه دشته باشند. زيرا هر ارزشى با وجود ايمان و عقيده صحيح ارزش واقعى پيدا مى‏كند. نقش عقايد در اخلاق و رفتار جوامع انسانى نقش بنيادى دارد. با اين وصف ضرورت و اهميت پيگيرى مسائل اعتقادى نياز به توضيح بيشتر ندارد. عقايد اسلامى زير بناى مسائل اخلاقى و احكام فقهى است هر انسانى مكلف در حد قدرت فكرى و درك و تشخيص خود بايد تحقيق كند و اصول و عقايد حقه را به عقل و فهم قطعى با راهنمايى مراجع تشيع درك نمايند.

 بحث اعتقادات در مداحى بيشتر در قالب شعر و مرثيه آورده مى‏شود. شعرايى هم كه شعر مى‏سرايند هر كدام به اندازه علم و درك و درايت خود از معارف سخن مى‏سرايند. لذا ما اعتقادات را نبايد از شعر ديگران بياموزيم.

 بنابراين مداحانى كه با شعر عرفانى و مذهبى سر و كار دارند. حتما بايد دقت كنند كسى كه سرمايه اعتقادى و علمى كافى ندارد نبايد وارد شعر مذهبى شود. بلكه بايد مراحلى را در زمينه اعتقادى طى كرده تا بتواند در حرم خانه شعر مقدس مذهبى محرم شود.

 و سخن از ولايت و معرفت و ايمان و اعتقاد بسرايد. شاعرى كه يك دوره اعتقادات خود را اصلاح نكرده و نياموخته باشد اگر شعر بگويد هم ديگران را به گمراهى مى‏كشد و هم خود به معصيت گرفتار مى‏شود. لذا شعر مذهبى از نظر اعتقادى بر دو پايه استوار است.

 1. توجه به اصل مذهب كه همان اصول اعتقادات شيعه است.

 2. توجه به وقايع و تاريخ مذهبى و بازگو كردن فضائل، حقايق ارزشهاى دينى و اولياء الهى.

 

 بر هر مداح و شاعر مذهبى لازم است كه به حد و مرز اعتقادى سوق پيدا كند تا از افراط و تفريط در مدح و مرثيه پرهيز نمايد.


 آداب مداحى (9) : اخلاص در گفتار

 

 - مفهوم تبليغ

 تبليغ در لغت به معنى رسانيدن، رساندن پيغام يا خبر مى‏باشد و از نظر اصطلاحى عبارت است از روشهاى به هم پيوسته )در قالب يك مجموع( براى جهت دادن نيروهاى اجتماعى و فردى از طريق نفوذ در شخصيت، افكار و عقايد و احساسات آنها جهت رسيدن به يك هدف مشخص كه اين هدف ممكن است سياسى، نظامى، فرهنگى، اقتصادى و... باشد. امام خمينى(ره) مى‏فرمايد: “تبليغ كه همان شناساندن خوبى‏ها و تشويق به انجام آن و ترسيم بدى‏ها و نشان دادن راه گريز و منع از آن است از اصول بسيار مهم اسلام عزيز مى‏باشد”.  مقام معظم رهبرى مى‏فرمايد: “تبليغ دين، يعنى همان را كه در روايات محكم و آيات كريمه قرآن است بر اين دل‏ها و ذهن‏ها بخوانيد. اين‏ها استقبال مى‏كنند دل‏هايشان پاك و صاف مى‏شود”.

 

 - جايگاه و اهميت تبليغ

 بى گمان يكى از اهداف بعثت انبيا تبليغ بوده است. خداوند تبارك و تعالى خطاب به پيامبر(ص) مى‏فرمايند: قل هذه سبيلى ادعوا الى ا... على بصيره انا و من اتبعنى و سبحان ا... و ما انا من المشركين؛ بگو اين راه راست من است. من و پيروانم، با بصيرت كامل، همه مردم را به سوى خدا دعوت مى‏كنيم و من از مشركان نيستم.(يوسف، آيه 108)

 يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك...؛ اى پيامبر(ص)! آنچه از خدا بر تو نازل شد به خلق برسان. و در جاى ديگر مى‏فرمايد: ما على الرسول الا البلاغ؛ پيامبر(ص) وظيفه‏اى جز رسانيدن پيام الهى ندارد.

 فان توليتم فاعملوا انما على رسولنا البلاغ المبين؛ رسول ما جز تبليغ(رسالت و اتمام حجت با بيان روشن) تكليفى نخواهد داشت (مائده، آيه 92). مبلغان دين بايد انديشه‏هاى زلال وحى و گفتارهاى آسمانى معصومين(ع) را با بهترين شيوه و نيكوترين روش ارائه كنند و جان‏هاى شيفتگان هدايت و معنويت را از سخنان و دستورالعمل‏هاى عارفان و دانشمندان ربانى سيراب كنند و هرگز از امر به معروف و نهى از منكر غافل نباشند.

 

 - اهداف تبليغ اسلامى

 هدف تبليغ در مكتب اسلام كمال انسان است و زمينه‏هاى رسيدن به كمال حقيقى و قرب خداوند متعال عبارتند از:

 1. آشنايى دادن با راز آفرينش و جهان و انسان و به طور كلى آشنايى با خود آگاهى جامعه و خداآگاهى

 2. تركيه اخلاق و پرورش صفات نيكوى الهى در انسان

 3. دعوت به جهان غيب

 4. دعوت به معاد

 5. دعوت به مكارم اخلاقى

 6. دعوت به تعليم و تعلم

 7. دعوت به انقلاب درونى

 8. دعوت به آزادى اجتماعى و معنوى

 9. دعوت به عبادت و پرستش خداوند يكتا

 10. دعوت به فطرت و انديش

 11. ايجاد منش عدالت خواهى

 12. تقويت سازگارى اجتماعى و وحدت كلمه

 13. پرورش اعتقاد به ولايت و امامت

 14. استكبار زدايى

 

 ويژگى‏هاى فردى و اجتماعى مبلغ

 مبلغ تابلوى دين و نماد اسلام است. رفتار، كردار و گفتار او براى مردم الگو مى‏باشد. راجع به بزرگترين مبلغ بشريت حضرت رسول اكرم (ص) لقد كان لكم فى رسول ا... اسوه حسنه. (احزاب / آيه 21)

 مردم اسلام و خوبى‏ها را در يك مبلغ مورد توجه و مداقه مخاطبين به ويژه نسل جوان مى‏باشد كه داراى صفات بايسته و شايسته باشد كه بر آنيم به بخشى از اين صفات بپردازيم. اما قبل از آن به يك نكته هم بايد توجه كرد كه دشمنان فرهنگى ما هميشه در صدد تخريب چهره علماء روحانيون به ويژه ائمه جماعت و مبلغين دين هستند.

 در كتاب خاطرات همفر انگليسى آمده “يكى از مشكلات استعمار در رسيدن به اهدافش رابطه علماء و مردم، علاقه مردم را به مراجع و روحانيون و علماى ربانى بر پايه ايمان و عقيده است و بايد بكوشيم با اتهاماتى به اين قشر تأثير گذار مردم را به آنها بدبين و اساس هرگونه جماعتى را برهم زنيم. در اين رابطه لازم است تعدادى از افراد را در سالك روحانى در بياوريم تا با اعمال غير اخلاقى در ملاء عام از احترام مردم به آنها جلوگيرى كنيم“. لذا روحانيون عزيز بويژه قشر مبلغ و خطيب بايد توجه داشته باشند تمام حركات، رفتار، اخلاق، كلام و همه زواياى زندگى فردى و اجتماعى آنها زير ذره‏بين دقيق مردم قرار دارد و بايد با كسب خصوصيات ذيل در جهت نيل به اهداف عاليه اسلام ناب محمدى (ص) در قالب تبليغ منصور باشند.

 

 1 - اخلاص:

 بايد سخن مبلغ خلوص داشته باشد. يعنى كمال خيرخواهى مخاطب از سوز دل برخاسته باشد، كسى مى‏تواند داعى الى ا... و مبلغ پيام خداوند و انبياء (ع) و ائمه هدى (ع) باشد كه هيچ انگيزه‏اى جز خير و مصلحت مردم نداشته باشد و سخنش از سوز دل برخيزد. پيامبراكرم (ص) فرمودند: ان الكلام اذا خرج من القلب و اذا خرج من اللسان لم يتجاوز الا ذان؛ سخن كز دل بيرون بيايد بر دل مى‏نشيند و سخنى كه فقط از زبان بيرون بياييد و دل از آن بى خبر باشد از گوشهاى مردم تجاوز نمى‏كند. ضرب المثل معروف “سخن كز دل بر آيد لا جرم بر دل نشيند“ يا به عبارتى دل و زبان گوينده يكى باشد.

گويند شخصى وارد حرم اميرالمؤمنين (ع) شد و با يك وضع بسيار ساده و بى تكلف شعرى را در قالب يك بيت خواند

 

“شمع مى‏ريزم با پايت يا اميرالمؤمنين (ع) شد                      تا سر گلدسته‏هايت يا اميرالمؤمنين“

 

 و عرض كرد يا على صله ما را بده مى‏خواهيم برويم. در اين اثناء قسمتى از طلاى حرم كنده شد و مقابل شخص قرار گرفت. يك شاعر برجسته‏اى هم صحنه را نگاه مى‏كرد شروع كرد يك قصيده مطولى را خواند و تقاضاى صله كرد. اما خبرى نشد. در خلوت حرم به اميرالمؤمنين (ع) عرض كرد آقا براى يك بيت شعر ساده اين همه صله عطا فرمودى ولى براى قصيده زيباى من صله عطا نفرموديد.

 معلوم شد فرق بين شعر قوى و ضعيف را تشخيص نمى‏دهيد. در عالم رويا حضرت را به خواب ديد. آقا فرمودند:

ما درون را بنگريم و حال را                            نى برون را بنگريم و قال را

 ما به اخلاص گوينده شعر كار داريم. گرچه محتوا اهميت دارد. لذا گاهى اوقات با يك حديث كوتاه، با يك خبر چند دقيقه‏اى دلهاى زيادى تسخير و متوجه خدا مى‏شوند. اما اگر اخلاص نباشد ساعت‏ها، و ماه‏ها و سالها منبر نتيجه در خور توقع را نخواهد داشت.

 

خلق زبان به دعوى عشق گشوده‏اند                    اى من غلام آنكه دلش با زبان يكى است

 

 براى تيمن و تبرك بحث هر شماره دو حديث نورانى را ذكر مى‏كنيم. پيامبر اكرم (ص) ابلغوا حاجته من لا يستطيع ابلاغها حاجه، فمن ابلغ سلطانا حاجه من لا يستطيع ابلاغها ثبت‏ا... قدميه على الصراط يوم القيامه؛